Counters

Sunday، October 11، 2009

دعا و واسطه


در دعاها بين خدا و انسان نبايد كسي و يا چيزي واسطه شود. اين سختترين آزمايشي است كه براي يك انسان در نظر گرفته ميشود. بعضي كارها بايد با يك واسطه و وسيله انجام پذيرد ، اما تعدادي كار اصلي هست كه بايد بدون واسطه انجام پذيرد. با يك مثال موضوع را مي شكافيم . تصور كنيد كه شما براي آموزش رانندگي ثبت نام كرده ايد. در اين حالت وسايلي براي آموزش شما در نظر گرفته ميشود. از جمله اينكه يك اتومبيل ساخته شده است. يك مربي براي اين كار آموزش ديده شده است. ساعت مشخصي براي اين كار در نظر گرفته شده است. كمربند ايمني بايد استفاده كنيد و ...اينها وسيله اند براي آموزش شما. اما نكته اصلي اين است كه شما بايد خودتون پشت فرمان بنشينيد و خودتون رانندگي كنيد. اگر مربي يكي ديگر را بياورد و پشت فرمان بنشاند و بخواهد از طريق اين واسطه رانندگي را به شما ياد دهد ، هيچوقت نخواهد توانست و شما هم هيچوقت ياد نخواهيد گرفت. در واقع آن همه وسيله و امكانات براي اين بود كه شما خودت پشت فرمان بنشينيد و مستقيما خودت رانندگي كنيد. در مورد دعا هم همينطور است. پيامبران آمدند تا ما را به راه راست راهنمايي كنند ، تا راه درست خداپرستي را به ما نشان دهند. تمام نعمتهاي دنيا در اختيار انسان قرار داده شده است. براي چي ؟ براي اينكه ما خودمون مستقيما و بدون واسطه خدا را بخوانيم. هدف خواندن خداست بدون واسطه. هدف اصلي نبايد گم شود. شيطان ملعون در گيرو دار و شلوغي روزگار ميخواهد هدف اصلي را كم اهميت جلوه دهد و آن را گم کند.

متاسفانه خيلي از انسانها شكرگذار خدا نيستند و در جريان اصلي زندگي خدا را فراموش مي كنند. در جريان معمولي زندگي از واسطه هاي خويش طلب كمك مي كنند ، براي آنان قرباني و نذر مي كنند . اما همينكه به يك مشكل جدي برخوردند ، آنوقت فقط خدا در ذهنشان مي ماند و آنموقع فقط از خدا طلب كمك مي كنند و دعاهايشان خالص به خدا تعلق مي يابد. اما آنموقع چه فايده اي دارد؟ آيا تا بحال شده كه در حين غذا خوردن لقمه تو گلوتون گير كند. در آن حالت كه مرگ را با چشمهاي خويش ميبيند! در اين حالت انسان خالصانه خدا را در نظر ميگيرد و تمام واسطه ها يهو گم ميشوند. اما چرا نبايد اين خالصانه خواندن خدا در همه وقتها باشد. چرا بايد فقط در زمان خفه شدن باشد! واقعا چرا انسان اين حس زيباي يكتاپرستي را بايد به لحظات مرگ و لقمه در گلو گيركردن بيندازد ، آيا واقعا مايه تاسف نيست!

سوره يونس آيه 22و23و24و25

22 اوست كه شما را در سراسر خشكی و دريا حركت می دهد. شما در كشتی ها سوار می شويد و آنها به آرامی در نسيمی دلپذير حركت می كنند. سپس، در حالی كه در آن شادمان هستند، بادی سخت می وزد و امواج از هر طرف آنها را در بر می ‌گيرد. در اين هنگام است كه آنها از خدا درخواست می کنند. دعاهای خود را خالصانه فقط به او اختصاص می دهند: "اگر تو فقط اين بار ما را نجات دهی، تا ابد سپاسگزار خواهيم بود."

۲۳ اما همين كه آنها را نجات می دهد، در زمين تعدی می كنند و با حقيقت مخالفت می نمايند. ای مردم، ستمكاریتان فقط عليه نفس خودتان است. شما سرگرم زندگی مادی اين دنيا شده ايد، سپس بازگشت نهايی شما به سوی ماست، آنگاه ما شما را از تمام اعمالی كه انجام داده بوديد، آگاه می كنيم.

۲۴ مثال زندگی اين دنيا مانند اين است: ما آب را از آسمان فرو می فرستيم تا با آن انواع گياهان را از زمين برويانيم و برای مردم و حيوانات غذا فراهم كنيم. سپس، درست هنگامی كه زمين كاملاً آراسته شده است و مردم آن فكر می كنند كه آن را تحت كنترل دارند، حكم ما در شب يا روز* فرا می رسد، آن را كاملاً خشك و بدون محصول باقی می گذارد، چنانكه گويی روز قبل چيزی وجود نداشته است. ما آيات را اين چنين برای مردمی كه تفكر می ‌كنند، توضيح می دهيم.

۲۵ خدا به سرای صلح دعوت می كند و هر كه را بخواهد، در راه مستقيم هدايت می نمايد.

چرا معمولا دعاهاي انسان در لحظات آخر مستجاب ميشود؟

با توجه به مطالب بالا جواب اين سوال خيلي ساده است. زيرا انسان در طول زندگي از طريق واسطه ها طلب كمك ميكند ، اما همينكه مشكلش جدي شد ، خودش شخصا متوجه ميشود كه فقط خدا همه كاره است ، خودش شخصا متوجه ميشود كه فقط خدا صداي همه را مي شنود ، خودش شخصا متوجه ميشود كه فقط خدا همه را ميبيند ؛ دراين حالت خالصانه خدا را ميخواند و دراين حالت است كه خدا دعايش را مستجاب مي كند. جالب اين است كه با اين تجربه ، چنين انساني بعد از نجات يافتن ، دوباره به سراغ همان عادت اولي ميرود. وا اسفا!!! خداي مهربان توانا ميفرمايد :

ادعوني استجب لكم ، اما چرا دعاهاي خيلي ها مستجاب نميشود ؟ زيرا خالصا براي خدا نيست. اگر دعا خالص باشه ، طبق وعده خدا حتما برآورده ميشود (ادعوني استجب لكم).

Tuesday، September 15، 2009

(فایل pdf)

Sunday، August 30، 2009

سایر معجزات ریاضی قرآن

کسانی که بیشتر به معجزات ریاضی قرآن علاقه مندند به وبلاگ انگلیسی هم مراجعه کنند.

مهمترين نكته يكتاپرستي

مهمترين نكته يكتاپرستي

خيلي از مسلمانان به بهانه اطاعت از پيامبر ، از او شفاي بچه شان را مي خواهند. از پيامبر مي خواهند كه در زندگي به دادشان برسد. به همين خاطر پشت اتومبيلها ، كاميونها عبارت "يا رسول الله" را حك مي كنند و همين منوال و ايده را براي ساير مقدسين خويش به كار مي برند. اگر به آنها بگويي كه فقط از خدا طلب كمك كنيد ، فورا تو را به توهين به پيامبر و دين متهم مي كنند. غافل از اينكه ، اين كار آنان شيطان را شاد مي كند و با اين عمل غضب خدا را براي خود فراهم مي آورند. خداي تواناي مهربان ، خالق عالميان ، ما را با رمز "فقط ذكر خدا آرامش دهنده قلبهاست" آفريده است. اين رمز خلقت است. بدون اين رمز هرگز نمي توانيم آرامش بدست بيآوريم. آن چيز و آن كس كه بيشتر وقت در ذهن شما تقدس دارد ، خداي شماست. كسي كه بيشتر وقت در فكر پيامبر و مقدسين است ، خداي ديگري براي خود برگزيده است ، هر چند كه مدعي باشد كه خداي او يكتاست ؛ زيرا عمل مهم است نه حرف. زيرا او عملا در طول زندگي از محمد و علي و ساير مقدسين به جاي خدا كمك مي خواهد. او وقتي مي خواهد از جاي خود بلند شود ، مي گويد "يا علي". وقتي اتوبوس به سر گردنه ميرسد ، بر محمد و آل او سلام مي فرستد و هزاران مورد ديگر. به اين طريق به جاي خدا ، مقدسين خويش را ذكر مي كند و به اين ترتيب عملا خدايان ديگري دارد ؛ هرچند كه تئوريتا خداي يكتا را مي پرستد. انسانها فطرتا مي خواهند موجودي را بپرستند كه قدرتهاي زيادي داشته باشد. مسلماناني كه پيامبر و مقدسين را به جاي خدا ذكر مي كنند ، ناخواسته (بدون اين كه خود بدانند) ، خيلي از نقشهاي خدا را به مقدسين داده اند. زيرا تنها كسي كه در همه حال با ماست و همه افكار ما را كنترل مي كند ، خداست و كسي ديگر به جز خداي مهربان چنين قدرتي را ندارد. كساني كه به جاي خدا ، مقدسين خويش را ذكر مي كنند ، مجبورند كه خيلي از نقشهاي خدا را به مقدسين بدهند. زيرا مقدسين در اصل آدمهاي عادي و معمولي مثل ساير افراد بودند. اما چون انسان فطرتا خداي قدرتمند مي خواهد ، پس مجبور مي شود كه مقدسين خويش را معصوم از گناه بداند ، مجبور مي شود كه براي مقدسين خويش قدرتي مافوق بشري بتراشد (حتي بعد از مرگ) ، مجبور مي شود بگويد كه مقدسين نوراني بودند و سايه نداشتند ، مجبور مي شود كه بگويد مقدسين از علم غيب خبر دارند ، مجبور مي شود كه بگويد مقدسين از احوال همه پيروانشان خبر دارند ، مجبور مي شود بگويد كه مقدسين بي عيب و نقص بودند ؛ تا اينكه براي عده اي از مسلمانان كار به جاهاي باريكتر مي كشد و عده اي خود را برده و بنده وسگ مقدسين مي خوانند و بعضي موارد ديگر كه واقعا آدمي را متحير ميكند! آدمي تا چه حدي!! مي تواند نسبت به خداي خويش ناسپاس باشد.
اينها همه اش حقه بازي شيطان و دستيارانش است براي بدبخت كردن مردم. زيرا انسان فطرتا دوست دارد كه قدرتمندترين موجود را پرستش كند. بنابراين اگر شما در ذهن خويش بيشتر وقت مقدسين خويش را به جاي خدا ذكر مي كني ؛ يعني اينكه داري كم كم مقدسين خويش را در آن موقعيت قرار مي دهي و به اين طريق بقيه ماجراها بوجود مي آيد. مجبوريد كه قدرتهاي زيادي براي مقدسين خويش بتراشيد (حال از هر طريقي ، از حديث ، از افسانه هاي گذشتگان ، از خودت ، خلاصه از همه) . اگر كسي و يا چيزي (مثل پيامبر ، مقدسين ، مال دنيا و ...) در ذهن شما بسيار بزرگ شد و بيشتر وقت ذهن شما را مشغول كرد ، بايد فورا به خدا پناه ببريد ، زيرا اين حيله شيطان است كه بر روي شما دارد پياده مي شود. به همين خاطر است كه خداي مهربان در قرآن اصرار دارد كه تمام شعائر دين مربوط به خداست و نبايد اسم كسي ديگر به جز خدا را در شعائر دين وارد كرد. نماز ، روزه ، حج ، اذان ، قرباني و ... فقط و فقط بايد براي خدا باشد. اين يك اصل مهم است كه تمام دينهاي آسماني بر اين اساس بنا شده اند و اگر يكي از اديان و مذاهب غير از اين را توصيه كند ، مطمئن باشيد دست خورده است و حقه شيطان ملعون روي پيروانش اجرا شده است. اگر از شما پرسيدند كه اصول دين چيست ، اين را به او بگوييد. اصل دين همين است و بس.

اما واقعا موقعيت پيامبران و مقدسين در دين چگونه بايد باشد؟ چكار كنيم كه در ذهن ما جاي خدا را نگيرند؟ از نظر قرآن چه معياري براي آن وجود دارد؟

اين مهم ترين نكته يكتاپرستي است. خداي مهربان در قرآن ما را راهنمايي مي كند. آيات قرآن پر است از نكته هاي ظريف كه تدبر در آن ، ما را به راه راست راهنمايي مي كند. آيه زير را در نظر بگيريد :

[41:37] ومن ءايته اليل والنهار والشمس والقمر لا تسجدوا للشمس ولا للقمر واسجدوا لله الذي خلقهن ان كنتم اياه تعبدون

[41:37] در ميان مدرك هاي او شب و روز و خورشيد و ماه است. در مقابل خورشيد و ماه سجده نكنيد؛ در مقابل خدا سجده كنيد كه آنها را آفريد، اگر واقعا تنها او را پرستش مي كنيد.


خداي قادر توانا ابتدا چهار چيز را در آيه بالايي به عنوان نعمت و رحمت خود بيان مي كند. آن چهار چيز هم خورشيد و ماه و شب و روز است. اما در ادامه ميفرمايد كه اي مردم براي خورشيد و ماه سجده نكنيد. نكته جالبي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه خدا نميفرمايد براي شب و روز سجده نكنيد بلكه فقط ميفرمايد براي خورشيد و ماه سجده نكنيد! در حالي كه اهميت شب و روز كمتر از خورشيد و ماه نيست. همانطور كه بدون خورشيد و ماه نميتوان زندگي كرد ، بدون شب و روز هم نميتوان زندگي كرد. اين همان نكته مهم است كه اصل يكتاپرستي را بيان مي كند. زيرا خورشيد و ماه اجسام فيزيكي هستند ، اما شب و روز اجسام فيزيكي نيستند. اين نشان ميدهد كه مردم بيشتر آن چيزي را پرستش مي كنند كه در ديد باشد (در قرآن ذكر شده است كه بلقيس ، ملكه سبا و پيروانش در مقابل خورشيد سجده ميكردند) پيامبر هم پيام خدا را ابلاغ مي كند ، خدا ديده نمي شود ، اما پيامبر ديده مي شود. به همين خاطر خيلي از مردم بعدا از پيامبر استفاده هاي ديگري مي كنند. بيشتر به پيامبر دل مي بندند نه خدا! مثلا از پيامبر شفاي بچه شان را مي خواهند ، مستقيما از خدا شفاي بچه را نمي خواهند! به اين طريق آن كس و يا آن شيء (پيامبر و خورشيد) را سر راه خود و خدا قرار ميدهند .خورشيد به اذن خدا نور ميدهد و وظيفه اش را به نحو احسن انجام ميدهد. وظيفه خورشيد نوردهي است ، خورشيد فقط در همين جهت واسطه است يعني نوردهي. ما نبايد غير از آن اتنظار ديگري از خورشيد و ماه داشته باشيم. به همين منوال پيامبر هم پيام خدا را ابلاغ مي كند ، و نبايد غير از آن انتظار ديگري از پيامبر داشته باشيم. بنابراين نتيجه ميگيريم كه استفاده از هر چيزي در جهت وظيفه آن وسيله درست است ؛ اما استفاده از هر وسيله در غير جهت وظيفه آن نادرست است و شرك است. بنابراين ما نبايد از خورشيد انتطار شفاي بچه داشته باشيم ، ما نبايد در شعائر ديني خويش بر خورشيد و پيامبر سلام و صلوات بفرستيم. پس بياييد خداي تواناي مهربان را پرستش كنيم و شعائر ديني خويش را فقط و فقط و فقط به او اختصاص دهيم.

Monday، August 17، 2009

Sunday، July 26، 2009

دين تسليم

مسلمانان سنتي هميشه از خود مي پرسند كه آيا اديسون به بهشت مي رود يا به جهنم مي رود؟ چنين سوالي نشان از عدم آشنايي آنان با اسلام دارد. از نظر مسلمانان سنتي اسلام دين شناسنامه اي است ، بنابراين كسي كه ريا مي كند و دزدي مي كند و هزار كار بد ديگر انجام مي دهد ، همچنان مسلمان است. از نظر قرآن اسلام ربطي به فرقه مادرزادي ندارد پس ميتوان مسيحي مسلمان ، بودايي مسلمان و مسلمان مسلمان بود و همچنين مي توان مسيحي كافر ، مسلمان كافر بود. كلمه اولي (مسلمان – مسيحي -بودايي) فقط يك لقب است و كلمه دومي (مسلمان - كافر) نشان دهنده دين تسليم است كه خدا از پيامبران به ما رسانده است و دين تمامي پيامبران بوده است. هر كسي مي تواند بدون اعلان قبلي مسلمان باشد ، صرف نظر از فرقه مادرزادي . در واقع مسلمان يعني كسي كه در مقابل آيات خدا تسليم شده است و نبايد در مقابل نشانه هاي خدا جبهه گيري كند. اگر كسي شما را به طرف خدا خواند آيا شما در مقابل او جبهه گيري مي كنيد؟ آيا شما او را دشمن خود و يا عامل دشمن مي دانيد؟ اگر كسي به شما گفت كه فقط خدا را بخوانيد آيا به او جواب رد مي دهيد؟ و او را دشمن كشورت معرفي مي كنيد؟ اگر اين كار را بكنيد نشان از اين دارد كه خدا را نشناخته ايد و دل به فرقه مادرزادي بسته ايد و در واقع و بسيار جدي تو فقط اسما مسلمان هستي و به هيچ وجه تسليم خدا نيستي. بنابراين ميزان تسليم بودن و تغيير پذيري است كه تعيين مي كند كه كي مسلمان است و كي مسلمان نيست. تسليم بودن در مقابل نشانه هاي خدا نفس را پرورش ميدهد و جبهه گيري در مقابل آيات خدا نفس را سقوط مي دهد. مقدار پاكي نفس است كه تعيين مي كند كه كي به بهشت مي رود و كي نمي رود. بنابراين اگر اديسون آدم تسليم پذيري در مقابل نشانه هاي نشان داده شده به او بوده است ، مطمئنا خدا هم به او رحم خواهد كرد. آيات خدا فقط قرآن نيست ، بلكه طبيعت و سرگذشت اقوام گذشته هم جزو نشانه هاي خدا هستند. خدا نشانه ها را مي رستد تا مردم را از خواب غفلت بيدار كند. خدا در قضاوتهايش به فرقه مادرزادي توجه نمي كند و اين دقيقا نكته اي است كه مسلمانان سنتي را به شدت عصباني و ناراحت كرده است زيرا اندوخته فرقه اي آنان بر باد مي رود. البته آنان فكر مي كنند كه بهترين فرقه و مقدسين را دارند. اين همان خيال باطل است كه شيطان به آنان وعده داده است. مقدار تغيير پذيري و عكس العمل در مقابل نشانه هاي خداست كه تعيين كننده نفس است. هر زمانه اي هم براي خود نشانه هاي بخصوصي دارد مختص به آن زمان كه هميشه جديد است. انجام كار خوب بايد در جهت پرورش و پاكي نفس باشد و الا فايده اي ندارد. زيرا ممكن است انجام كار خوب براي ريا باشد ، كه در آن صورت ، آن كار خوب نفسا خوب نيست ، فقط در ظاهر خوب است. مثلا در عمل قرباني كردن حيوانات ، چنين نكته اي مورد نظر خداست. اگر قرباني براي خدا باشد ، در آن صورت اين عمل پذيرفته خواهد شد ؛ اما اگر قرباني براي غير خدا (مثلا قمر بني هاشم) باشد ، در اين صورت عمل قرباني كردن هيچ گونه ارزشي نخواهد داشت ، حتي اگر گوشت يك كشور را هم تامين كرده باشد. هر كسي در طول دوران زندگي با نشانه هايي از طرف خدا روبرو مي شود ، خدا هم آن فرد را براساس آن نشانه ها آزمايش خواهد كرد و ميزان تسليم بودن او را مي سنجد.

برادر مسلمان ، خواهر مسلمان :

كسي به جز خدا را نخوانيد و به جز نام مبارك خدا كسي را در ادعيه و نمازهاي خويش ذكر نكنيد ، حتي اسم پيامبر . اين آزمايش خداست براي شما. مي دانم كه سخت است كه از آن دست بكشيد و با اين كار خيلي از پيش فرضهاي ذهني شما به هم مي ريزد ولي واقعا با نيت پاك و خالصانه به شما مي گويم كه اين پيام خداست براي شما. شما اگر بتوانيد از خواندن غير خدا در ادعيه و نمازها و ساير شعائر دين دوري كنيد ، نشان از پاكي نفس شما دارد و به اين طريق قدم بزرگي در راستاي تزكيه نفس خويش برداشته ايد. اما اگر شما نتوانيد چنين كاري كنيد و مدام بحث شفاعت و توسل را پيش بكشيد و سعي كنيد اعمال غلط فرقه مادرزادي خويش را توجيه كنيد و از آن دفاع كنيد ، نفس خويش را سقوط داده ايد و اين به ضرر خود شماست . شما در سختي ها خدا را به ياد مي آوريد. مثلا در گرد و خاك اخير در ايران ‏، آن را به خدا نسبت مي داديد و مي گفتيد كه اين كار خداست و مثلا نمي گفتيد اين كار امام علي است! پس چرا در خوشي ها ‏، همه كارها و نعمتها را به خدا نسبت نمي دهيد و فقط از او طلب كمك نمي كنيد و براي خدا واسطه تعريف مي كنيد؟ پيامبر و علي هرچقدر كه آدمهاي بزرگي هم باشند ، باز هم ذره بسيار ناچيزي در اين كره خاكي بودند. همين كره خاكي كه در آن زندگي مي كنيم ذره بسيار ناچيزي است در منظومه شمسي و منظومه شمسي هم ذره بسيار ناچيزي است در آسمان اول. آسمان يكم هم در مقابل شش آسمان ديگر اصلا به حساب نمي آيد. خدايي كه اين نظم و كائنات را آفريده است بزرگ است؟ يا واسطه هايي كه شما در ادعيه خويش مي خوانيد؟ آيا خداي مهربان توانا كه اين سيستم فوق العاده بزرگ را رهبري و خلق كرده است بزرگ است يا مقدسين شما؟ اين حقه شيطان است براي دور كردن شما از خدا. شيطان با اين كار شما را به سمت جهنم سوق مي دهد. من فقط وظيفه ام گفتن بود و بقيه اش با خود شماست. از همين حالا به فكر خويش باشيد ، فردا دير است ، شايد ديگر فردايي نباشد.

Thursday، July 09، 2009

خدا بي همتاست

گرد و غبار آسمان ايران و بعضي كشورهاي مسلمان را آلوده كرده است و اين مي تواند علامتي باشد از طرف خدا براي بيدار كردن اين ملتها. ملل مسلمان آنقدر در خواب غفلت فرو رفته اند كه به طور كلي خدا را فراموش كرده اند. معمولا در بين مسلمانان رسم است كه هر كي جمله لا اله الا الله را گفت، يكتاپرست است. مسلمانان سنتي فكر مي كنند كه اسلام يك شهر است و با گفتن جمله لا اله الا الله وارد آن شهر مي شوند و به اين طريق متعلق به آن شهر مي شوند و يكتا پرست مي شوند. درحالي كه يكتاپرستي طريقه زندگي است نه يك لقب. با صرف گفتن لا اله الا الله ، نمي توان يكتاپرست شد. يكتاپرستي يك لقب يا كنيه نيست كه بتوان به يك فرد يا گروه چسپاند، يكتاپرستي طريقه زندگي است و در واقع يكتاپرستي زندگي براي خداست؛ در طول زندگي بايد خداپرست بود نه فقط در ابتدا وانتهاي آن. خيلي ها در عنفوان جواني نماز به جا نمي آورند و اصلا زكات را به ياد نمي آورند اما فكر مي كنند كه خداپرستند. خدا در زندگي آنان نقش ناچيزي دارد و فقط بعضي مواقع در حوادث و اتفاقات ، خدا را به ياد مي آورند. اين افراد در زندگي موفق نيستند و خيلي به ندرت سرانجام خوبي خواهند داشت. زماني كه هوا لطيف و خوب است و از طبيعت خوبي بهره مندند ، خدا را به ياد نمي آورند ؛ اما همينكه هوا غبارآلود شد آنوقت به فكر خدا مي افتند و مي گويند : اين كار خداست! در واقع با اين حرف ميخواهند بگويند كه بقيه كارها مال خدا نيست! هميشه تصادفات و وقايع و بلاياي طبيعي را به خداي يكتا نسبت مي دهند و بقيه كارها و نعمتها و خوشي ها را به خود نسبت مي دهند. در تصادفات و بلايا خدا را به خاطر مي آورند اما همينكه بلا رفع شد ؛ دوباره خدا را فراموش مي كنند .

[10:22] اوست كه شما را در سراسر خشكي و دريا حركت مي دهد. شما در كشتي ها سوار مي شويد و آنها به آرامي در نسيمي دلپذير حركت مي كنند. سپس، در حالي كه در آن شادمان هستند، بادي سخت مي وزد و امواج از هر طرف آنها را در بر مي گيرد. در اين هنگام است كه آنها از خدا درخواست مي کنند. دعاهاي خود را خالصانه فقط به او اختصاص مي دهند: "اگر تو فقط اين بار ما را نجات دهي، تا ابد سپاسگزار خواهيم بود."

[10:23] اما همين كه آنها را نجات مي دهد، در زمين تعدي مي كنند و با حقيقت مخالفت مي نمايند. اي مردم، ستمكاريتان فقط عليه نفس خودتان است. شما سرگرم زندگي مادي اين دنيا شده ايد، سپس بازگشت نهايي شما به سوي ماست، آنگاه ما شما را از تمام اعمالي كه انجام داده بوديد، آگاه مي كنيم.

بله در مواقع بلا و ناخوشي مانند غبارآلود بودن هوا ، همه كارها را به خدا اختصاص مي دهند و خيلي واضح مقدسين خويش را فراموش مي كنند و دعاهاي خويش را خالصانه به تنها خدا اختصاص مي دهند و مي گويند كه خدايا اگر اين بلا را از ما دور كني ، تا ابد غير تو را نخواهيم خواند. اما همين كه خدا آنها را نجات مي دهد و بلا را دور مي كند و هوا خوب و لطيف مي شود، در زمين تعدي مي كنند و با حقيقت مخالفت مي نمايند و غير خدا را وارد دعاهاي خويش مي كنند! درست است كه بلاهاي طبيعي با قوانين علمي كار مي كند اما همه چيز تحت كنترل خداست. خدا هشدارهاي خويش را بوسيله همين قوانين طبيعي اعلام مي كند.

اي مردم ايران، اعمال شما فقط عليه نفس خودتان است.اينكه غير خدا را مي خوانيد و از غير خدا تقاضاي كمك مي كنيد فقط عليه نفس خودتان عمل كرده ايد . اين خود شما هستيد كه ضرر مي كنيد و از نعمت جاودان بهشت محروم خواهيد شد. زندگي مادي دنيا چيزي نيست و بسيار حقير است. شما سرگرم زندگي مادي اين دنيا شده ايد، بازگشت نهايي شما به سوي خداست، آنگاه خدا شما را از تمام اعمالي كه انجام داده بوديد، آگاه مي كند. دوست عزيز ايراني شما بايد خودت به فكر نفس خويش باشيد. تو خودت مسئول خودتي. آخرتت دست خودته. آخرت تو دست حكومت يا حزب خاصي نيست. تو مي تواني آخرت خويش را با نخواندن غير خدا در دعاها و شعائر روزانه تضمين كنيد. اين وبلاگ به حزب و گروه خاصي تعلق ندارد و عاري از هر گونه تعصبات فرقه اي است ، مطالب اين وبلاگ فقط خدا را در نظر مي گيرد و اسلام راستين را معرفي مي نمايد؛ حتما ساير مطالب وبلاگ را نيز مطالعه كنيد ؛ اين پيامي است از طرف خداي يكتا براي شما. بنابراين اين هشدارها را جدي بگيريد و از همين حالا به فكر خويش باشيد، فردا دير است شايد ديگر فردايي نباشد.

Friday، April 24، 2009

كشتي نوح

آرمانهاي دروغين و كاذب جامعه شما را فريب ندهد ، هر چه زودتر براي نجات خويش فكري كنيد. ديگر وقتي نمانده است ، بجنبيد. 

Friday، February 06، 2009

دير است بجنبيد

دير است بجنبيد!!

Monday، May 12، 2008

پيام مهم خداي مهربان به مردم ايران (2)

مژده برای ايرانيان


شيعيان اوليه

19 سال بعد از مرگ پيامبر خدا محمد كميته اي از جمع آورندگان قرآن تشكيل شد تا كه قرآن را مدون كنند و به ساير مناطق اسلامي بفرستند. هر قسمت از قرآن كه نوشته ميشد بوسيله چندين كاتب وحي تاييد ميشد تا به اواخر قرآن رسيدند سوره توبه از نظر نزول يك سوره مانده به آخر بود كه بر محمد رسول خدا نازل شد . نوبت به نوشتن دو آيه آخر سوره توبه شد كه فقط پيش يك نفر بود و آن هم خزيمه انصاري بود اين دو آيه پيش كس ديگري از كاتبان يافت نشد. اين دو آيه به احترام محمد رسول خدا اضافه شده بود. اكثريت نويسندگان موافقت كردند به جز علي كه شديدا مخالف اين مورد بود.بعد از اينكه دو آيه به قرآن اضافه شد علي به مخالفت برخاست و پيروان او هم به مخالفت پرداختند نهايتا پيروزي با خاندان اموي بود و قرآن رسمي شامل دو آيه بود ولي شيعيان همچنان نارضايتي خود را اعلام ميكردند و اعلام ميكردند كه قرآن تحريف شده است. اما بعد از مدتي گروه شيعيان به هم ريخت و از راه راست منحرف شدند بطوريكه اعلام كردند كل قرآن منحرف شده است. در حاليكه شيعيان اوليه منظورشان فقط آن چند مورد بود. به همين خاطر روايات تحريف قرآن بيشتر در كتب شيعه رواج دارد.

شيعيان اوليه هم يكتاپرست بودند. بطوريكه حسين بن علي و يارانش در حادثه كربلا در راه مبارزه با خاندان نژاد پرست اموي شهيد شدند.

خداي توانا اين حوادث را براي آزمايش شيعه و سني گذاشته است. سني ها كمتر به قبرپرستي ميپردازند و در اين مورد از شيعيان بهتر عمل كرده اند اما شيعيان اوليه در عدم طرفداري از حكومت نژادپرستانه بهتر از سني ها عمل كرده اند.

نهايتا خداي تواناي مهربان هردو فرقه را آزمايش ميكند. اهل سنت با اين توصيفات نمي توانند قبول كنند كه دو آيه آخر سوره توبه اضافي است زيرا با قبول آن نظريه عدالت صحابه و جماعت زير سوال ميرود (نظريه اي كه سالها با آن انس گرفته اند) و اين اخلاص و ايمان سني ها را آزمايش ميكند و همچنين ثابت ميشود كه قيام اوليه شيعيان قيامي به حق بوده است. و همچنين شيعيان هم آزمايش ميشوند زيرا بسيار مشكل است كه شيعيان دل از علي و حسين كنده و رو به خدا بيارند و اين مورد آزمايش سختي براي شيعيان است.

هشدار به ايرانيان

عبادت و نيايش

زماني كه خداوند مهربان مارا آفريد از كل انسانها ميثاق گرفت كه فقط او خداي ماست. آيه 7:172

به همين جهت خداي بزرگ مارا طوري آفريده است كه محور خوشبختي و بدبختي ما عبادت فقط خداست. و در غير از عبادت او احساس آرامش نخواهيم كرد. عبادت فقط بايد براي خدا باشد. تمام پيامبران كه در طول تاريخ آمده اند همه آنها محور حرفشان عبادت فقط خدا بوده است. خداي بزرگ شياطين را تا قيامت فرصت داده است تا كه عقايد شرك آلودشان را بين ما انتشار دهند. عبادت در صورتي كه فقط براي خدا نباشد شرك محسوب ميشود و شرك تنها گناهي است كه قابل بخشش نيست. سنت خدا بر اين است كه هر گناهي را كه بخواهد ميبخشد ولي شرك را نميبخشد. اين سنت خداست و سنت خدا قابل تغيير نيست. شيطان قول داده است كه اكثريت انسانها را مشرك كند.

اين در حالي است كه خداي بزرگ كتابهايي توسط پيامبران نازل ميكند تا كه مردم را از اين حيله شيطان آگاه كند. آخرين كتاب آسماني ما قرآن صراحتا اين خط قرمز را مشخص كرده است. اما متاسفانه با توجه به اين كه انسانها فراموشكارند موجوديت انسانها هميشه در اين مورد خيلي راحت گول ميخورند و براحتي طبق نقشه شيطان پيش ميروند. آيات 15:39 و 15:40

عبادت فقط براي خداست. هيچ كس در عبادت نميتواند همتراز خدا قرار گيرد. هيچ كس در عبادت نميتواند واسطه باشد . خدا از رگ گردن به ما نزديكتر است. شيطان ميتواند هر چيزي را به عنوان شريك خداي ما قرار دهد :

مال دنيا و فرزندان و همسر :

آيه 42 سوره 18 داستان كسي است كه آنقدر به باغش مشغول و دلبسته بود كه خداي خود را فراموش كرد و در آخر كار كه باغش سوخت گفت اي كاش براي خداي خود شريك قائل نشده بودم.

[18:42] بي گمان، محصولاتش همه از بين رفت و غم و اندوه او را فرا گرفت. اكنون كه ملکش باير شده بود، از آنچه كه بيهوده در آن خرج كرده بود، لابه و زاري مي کرد. و سرانجام گفت: "اي کاش هرگز ملکم را همچون خدا در کنار پروردگارم قرار نمي دادم."

اگر تمام فكر و ذكر ما مال دنيا و همسران و فرزندان ماست در آنصورت آنها را به عنوان شريك خداي خود قرار داده ايم اگر تمام فكر و ذكر شما رسيدن به موبايل و ماشين و .. است بدانيد كه براي خداي خود شريك قرار داده ايد.

[4:36] واعبدوا الله ولا تشركوا به شيءا وبالولدين احسنا وبذي القربى واليتمى والمسكين والجار ذي القربى والجار الجنب والصاحب بالجنب وابن السبيل وما ملكت ايمنكم ان الله لا يحب من كان مختالا فخورا

[4:36] شما بايد فقط خدا را بپرستيد- هيچ چيزي را شريك او قرار ندهيد. بايد والدين، خويشاوندان، يتيمان، تهيدستان، همسايه خويشاوند، همسايه بيگانه، همكار نزديك، مسافر غريب و خدمتكارانتان را در نظر داشته باشيد. خدا متظاهران متكبر را دوست ندارد.

[16:107] اين از آن جهت است که آنان زندگي اين دنيا را بر آخرت مقدم شمرده اند و خدا چنين مردم کافري را هدايت نمي کند.

همچنين آيات 64:14 و 64:15 را نگاه كنيد.

هواي نفس :

ممكن است كسي هواي نفسش را خداي خود قرار دهد.

[25:43] آيا آن شخص را ديده اي كه غرورش خداي اوست؟ آيا طرفدار او خواهي بود؟

نفس يهوديها آنان را بر اين باور قرار داد كه آنها برگزيده و اوليا خداوندند.

[2:94] بگو: "اگر سراي آخرت نزد خدا ويژه شماست و سايرين از آن محروم هستند، پس آرزوي مرگ کنيد، اگر راست مي گوييد."

[62:6] بگو: "اي كساني كه يهودي هستيد، اگر ادعا مي كنيد كه از ميان تمام مردم تنها شما برگزيده خدا هستيد، پس

بايد آرزوي مرگ كنيد، اگر راست مي گوييد!"

و همچنين هواي نفس مذاهب امروزي مسلمانان را بر اين باور قرار داده است كه آنها برگزيده خدايند و ديگران عامه اند . و اين همان هواي نفس خود را خداي خود قرار دادن است.

مذاهب مسلمانان هر كدام به اطلاعات فرقه خودشان مينازند و به آن افتخار ميكنند و به اين ترتيب هواي نفس خود را خداي خود قرار داده اند. هزاران كتاب حديث در مورد مذهبشان مينويسند اما هنوز معناي پرستش خدا را نميدانند.اصول دينشان را در كتابهاي حديث جستجو ميكنند و كتابهاي حديث و ملاها را شريك خداي خود قرار داده اند.

[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون

[7:3] همه شما بايد از آنچه از جانب پروردگارتان براى شما نازل شده (قرآن) است، پيروى كنيد؛ از هيچ معبود ديگرى (ملاهاي حديث ) جز او پيروى نكنيد. شما به ندرت توجه مي كنيد.

پيامبران و مقدسين :

پيامبران و مقدسين ميتوانند خداي ما باشند با قرار دادن پرده اي به نامهاي محمد عيسي مريم علي فاطمه غوث و .... در مقابل خدا آنها را شريك خدا قرار داده ايم. با خواندن مقدسين خود و طلب آمرزش و كمك از آنان به جاي خدا فكر و ذكر خود را به مقدسين خود داده ايم و به اين طريق براي خداي خود شريك قائل شده ايم

[20:14] انني انا الله لا اله الا انا فاعبدني واقم الصلوة لذكري

[20:14] "من خدا هستم؛ در كنار من خداي ديگري نيست. فقط مرا پرستش کن و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور تا

به ياد من باشي.

هدف از عبادت ذكر خداي متعال است نه ذكر محمد و يا حسين. اگر كسي بخواهد از طريق عبادت و استعانت ياد حسين را نگه دارد درآن صورت به طور حتم مرتكب شرك شده است. برادر مسلمان اگر در ذهن شما ياد محمد و يا حسين بيشتر از ياد خداست بالحتم بدانيد كه مرتكب شرك شده ايد. خداوند نمازهاي پنجگانه را براي ما قرار داده است تا كه در طول روز به ياد خدا باشيم. آنوقت مسلمانان با خواندن موجودات ناتواني به مانند محمد حسين و ... ياد آنان را زنده نگه ميدارند. و روزها و هفته هاي مقدسي را براي آنان اختصاص داده اند.

[24:37] مردمي كه كار و تجارت هرگز آنها را از ياد خدا غافل نمي كند؛ آنها نمازها (ارتباط با خدا) را به جا مي آورند و زكات (انفاق واجب) را مي دهند و از روزي كه افكار و چشمها وحشت زده خواهد بود، آگاه هستند.

[13:28] الذين ءامنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب

[13:28] آنها کساني هستند که با ياد خدا دل هايشان شاد مي شود. مسلما، با ياد خدا دل ها به وجد مي آيند.

محمد و حسين هم بندگان خدا بودند و از اين دنيا رفتند. آنها فقط ياد خدا را زنده نگه ميداشتند. آنوقت شما كه آنها را اسوه خود ميدانيد بايد شما هم مثل آنان فقط ياد خدا را زنده نگه داريد نه ياد آنان را. زيرا كه آنها خود اين كار را ميكردند. آيا غير از اين است؟ بعضي از مردم فكر ميكنند كه عبادت فقط نماز است. اما بهتر است كه آيه زير را نگاه كنيم :

[20:14] "من خدا هستم؛ در كنار من خداي ديگري نيست. فقط مرا پرستش کن و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور تا به ياد من باشي.

در اين آيه خدا ميگويد مرا عبادت كن و نماز بخوان. و به اين طريق ميفهميم كه عبادت فقط نماز نيست. دعا (استعانت و استغفار) هم عبادت است.

[40:60] پروردگارتان مي گويد: "از من درخواست كنيد و من به شما پاسخ خواهم داد. مطمئنا، كساني كه براي پرستش من بسيار متكبر هستند، به اجبار وارد جهنم خواهند شد."

خداي مهربان در آيه بالا ميگويد كه از من درخواست كنيد و در ادامه ميگويد كه كساني كه از عبادت من سر باز ميزنند به اجبار وارد جهنم خواهند شد.و اين نشان ميدهد كه خواندن و درخواست كمك هم نوعي عبادت است.

[2:186] و چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، من هميشه نزديکم. هرگاه مرا بخوانند من به دعاي آنان پاسخ مي دهم. مردم بايد به من پاسخ دهند و به من ايمان آورند، تا ارشاد شوند.

دعا بدون واسطه بايد فقط براي خدا باشد اين همان خط قرمز است . اين همان درخت ممنوعه است كه قابل بخشش نيست. اين همان آزمايش الهي است كه در اين دنيا براي ما طراحي شده است. آيات زير صراحتا به ما دستور ميدهند كه فقط خدا را بخوانيم نه پيامبران و مقدسين .

[40:14] بنابراين، شما بايد پرستش خود را مطلقا تنها به خدا اختصاص دهيد، حتي اگر كافران آن را دوست ندارند.

[72:18] مكان هاي عبادت متعلق به خداست؛ در كنار خدا احدي را نخوانيد.

آيا از اين واضح تر هم ميشود؟!!

آثار شرك :

با توجه به اين كه وظيفه تمام رسولان الهي اعلام خواندن فقط خدا بوده است پس معلوم ميشود كه اين مساله خيلي مهم است. و اين نشان ميدهد كه تمام جرم و جنايهتاي ديگر از اين واقعه برميخيزد.

مثال 1 : مشركين زمان محمد مقدسيني براي خود فرض كرده بودند و آنان را شريك خدا قرار داده بودند نتيجه آن شد كه از مقدسين خود مجسمه هايي درست كردند تا كه مقدسين خود را نزديك خود داشته باشند و از نزديك بتوانند آنها را زيارت كنند. و آن را داخل كعبه گذاشتند.

اين درحالي است كه فقط ياد خدا قلبها را آرامش ميبخشد. و خداست كه از هركسي به ما نزديكتر است اما مشركين براي رفع همين نياز فطري مجسمه درست كردند و مقدسين خود را نزديك خود قرار دادند. تا كه اين نياز آنان برطرف شود (و هرگز هم برطرف نشد و نميشود).

مثال 2: مسلمانان امروزي كه مقدسينشان را از خود دور ميبينند ناچارا براي آنان مقبره هايي (همان مجسمه هاي قديم )درست كرده اند تا كه نزديك آنان باشند. و با آنها احساس نزديكي كنند. به طوريكه در هر محله اي امامزاده اي يافت ميشود.اما اين وعده الهي است كه هيچوقت احساس آرامش نميكنند. فقط خداست كه دلها را آرامش ميدهد.

مثال 3: كسي كه هواي نفس خود را خداي خود قرار دهد براي رسيدن به آرمانهايش هر كاري ميكند. همانند جنايتكاران و ديكتاتورهاي تاريخ (هيتلر صدام و.....). و همچنين مثل عده اي از مسلمانان كه قرآن را قابل فهم نميدانند و از آن دست كشيده اند.

موضوع خيلي مهم :

مشركين خيلي راحت موضوع شركشان را عوض ميكنند.

اگر در شراكت مقدسين خود نا اميد شوند (و صد در صد هم نا اميد ميشوند) رو به شركاي بعدي (مال دنيا و همسر و هواي نفس) مياورند به طوري كه بعد از مدتي هرسه شريك را با همديگر دارند.به طوري كه مسلماناني كه به زيارت اماكن مقدسه خود ميروند بعد از مدتي (بدون اين كه خود بفهمند) پول پرست ميشوند و هركدام همسران نامحدودي ! خواهند داشت. اين همان وعده الهي است.وعده الهي حق است. كساني كه غير از خدا را ميخوانند آرامش نخواهند داشت. ولي آنان به هر حال براي ارضاي اين غريزه فطري بين سه شريكشان در تعارض هستند.خداوند اعلام ميدارد كه بچه ها در بچگي براساس فطرت سالم به دنيا ميايند و اين پدر و مادرها هستند كه با شريك قرار دادن مقدسين آنان را به سمت شركاي بعدي هول ميدهند.

[7:189] او شما را از يک تن (آدم) آفريد. پس از آن، به هر مردى همسرى مى دهد تا در كنار او آرامش يابد. سپس او باري سبک حمل مي کند که خود به سختي متوجه مي شود. همان طور که بار سنگين تر مي شود، آنها از خدا، پروردگار خود، درخواست مي کنند: "اگر فرزندي خوب به ما عطا کني، سپاسگزار خواهيم بود."

[7:190] ولي همين که او فرزندي خوب به آنها عطا مي کند، آنها هديه او را به بتي تبديل مي کنند که رقيب او مي شود. تعالي باد خدا، بسي فراتر از هر شراکتى.

خواهر يا برادر ايراني خود را ارزيابي كنيد:

آيا از اين كه مي گويم فقط خدا را بخوانيد ناراحت ميشويد؟

آيا اگر كسي بگويد كه فقط از خدا كمك بخواهيد نميتوانيد اورا تحمل كنيد؟

آيا وقتي اسم فقط خدا آورده شود و اسم محمد و يا حسين ذكر نشود آزرده ميشويد؟

اگر جواب سوالات بالا بله باشد متاسفانه بايد بگويم كه دچار شرك شده ايد هرچه سريعتر به درگاه خداي مهربان توبه كنيد.

سوالات :

آيات زير كه صراحتا ميگويند غير خدا را نبايد خواند را چطوري معني ميكنيد؟

10:106

7:194

35:13

35:14

40:60

1:4

1:5

39:43

39:44

39:45

13:28

اي ملت ايران از خدا بترسيد

برادر و خواهر ايراني بايد خداي خود را در نظر گرفته و فقط از او كمك بخواهيد. علي و حسين اگر همين حالا زنده بودند به اين مراسمهاي بزرگداشت و طلب كمك از غير خدا راضي نبودند. باور كنيد همين است كه من ميگويم.

برادر و خواهر ايراني از عذاب خدا بترسيد. فقط براي اطلاع شما ميگويم.

1- در تاريخ 3.5.2008 ميلادي گردبادي با سرعت 190 كيلومتر بر ساعت كشور برمه را در برگرفت. نزديك به 22000 نفر مرده اند و همچنين 42000 نفر ناپديد شده اند . زيرا مردم كشور برمه در مقابل خداي خويش ناسپاسي ميكردند.اين كشور مركز قاچاق هروئين و مواد مخدر بود. برادر عزيز و خواهر عزيز ايراني سرعت اين زلزله 190 كيلومتر بر ساعت بوده است . 190 يعني 19*10

اين نشانه اي از سوي پروردگارته براي تو تا كه به خود آيي و خود را از عذاب آتي برهانيد.

2- در تاريخ 12.5.2008 مركز سيشوان در چين با يك زلزله 7.8 ريشتري لرزيد. اين اتفاق در ساعت 2:28 رخ داد.ساعت رخداد زلزله 2:28 است 228 يعني 19*12

Saturday، April 26، 2008

پيام خداي مهربان به جوانان ايران

Sunday، April 20، 2008

پيام خداي مهربان به مردم ايران

اعوذ بالله من الشيطن الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

پيام خداي مهربان به مردم ايران

شما تک و تنها نزد ما بازگشته ايد، درست همان گونه که نخستين بار شما را آفريديم، و آنچه را به شما ارزاني داشته بوديم پشت سر نهاديد. شفيعاني را که شريک قرار داديد و ادعا مي کرديد که به شما کمک خواهند کرد، با شما نمي بينيم. تمام پيوندها ميان شما قطع شده است؛ شريكاني كه قرار داديد، شما را ترک کرده اند.

[7:53] آيا منتظرند که تمام (پيش بيني هاي) آن به وقوع بپيوندد؟ روزي که چنين وعده اى تحقق يابد، کساني که در گذشته به آن اعتنا نکردند، خواهند گفت: "رسولان پروردگار ما حقيقت را آورده اند. اينک آيا شفيعانى هستند که براى ما شفاعت کنند؟ آيا ممكن است ما را بازگرداني، تا رفتار خود را تغيير دهيم و بهتر از آنچه کرديم، عمل کنيم؟" آنها نفس خود را از دست داده اند و بدعت هايشان باعث نابودى آنها شده است.

خلاصه فشرده اي از معجزات رياضي قرآن:

* اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله الرحمن الرحيم، شامل ۱۹ حرف است.

* قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود 19*6

* مجموع تعداد آيات قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود ۱۹*۲۳۴ .

۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که ميشود 6346 =۱۱۲+۶۲۳۴

توجه کنيد که ۶+۴+۳+۶ ميشود ۱۹

*
بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۹ درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است و 114 مساوي 19*6 است .

*
از غيبت بسم الله در سوره ۱۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا ۱۹ سوره است.

* مجموع شماره سوره ها از۱۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۱۹= ۳۴۲ ) يا 19*18


*
اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷.

*اولين آيات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ۱۹ کلمه است.

*
اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است . 76 هم يعني 19*4.


* سوره ۹۶ که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراي ۱۹ آيه است.

*اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ۱۹ همين است.

* سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود 16*۱۹

* آخرين سوره نازل شده(سوره ۱۱۰) شامل ۱۹ کلمه است.

* اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل 19 حرف است.


* مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:
۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹*۴۴.

* بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد 38 هم يعني ۱۹*2.

* بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار ۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.

* ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است:

۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۱۹،۱۰،۱۱،۱۲، ۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود :۱۹*۸۵۳۴.

برادر عزيز لحظه اي در روابط بالا تفكر كنيد ببينيد آيا روابط بالا ميتواند اتفاقي باشد؟

مژده براي ايرانيان

اضافي بودن دو آيه آخر سوره توبه

موضوع اضافه بودن دو آيه آخر سوره توبه نه تنها از طريق معجزات رياضي ثابت ميشود بلكه از نظر تاريخي هم به اثبات ميرسد.براي مشاهده معجزه رياضي در اين مورد مقاله زير را دانلود كنيد:

http://www.sharemation.com/godisone/128129.zip?uniq=-brsele

19 سال بعد از مرگ آخرين پيامبر خدا محمد كميته اي از جمع آورندگان قرآن تشكيل شد تا كه قرآن را مدون كنند و به ساير مناطق اسلامي بفرستند. هر قسمت از قرآن كه نوشته ميشد بوسيله چندين كاتب وحي تاييد ميشد تا به اواخر قرآن رسيدند سوره توبه از نظر نزول يك سوره مانده به آخر بود كه بر محمد رسول خدا نازل شد . نوبت به نوشتن دو آيه آخر سوره توبه شد كه فقط پيش يك نفر بود و آن هم خزيمه انصاري بود اين دو آيه پيش كس ديگري از كاتبان يافت نشد. اين دو آيه به احترام محمد رسول خدا اضافه شده بود. اكثريت نويسندگان موافقت كردند به جز علي كه شديدا مخالف اين مورد بود. علي مخالف اضافه شدن به كتاب خدا بود. در اينجا حديث مربوطه در صحيح بخاري اسكن شده است.

http://www.sharemation.com/godisone/h1.gif?uniq=-brsele

علي در خانه اش نشسته بود به او گفتند چرا بيرون نميايي؟ گفت دارد در كتاب خدا چيزي اضافه ميشود تا آن را اصلاح نكنم لباس بيرون نميپوشم.


اين اضافه كردن به قرآن چندين حادثه را به دنبال داشت:

1- جنگ علي با منحرفين قرآن . در اين جنگها منحرفين قرآنها را بر نيزه ها ميكردند .

2- جنگ معروف كربلا كه حسين بن علي و يارانش در اين راه شهيد شدند. تا بالاخره بعد از مدتها جنگ فضا مقداري آرام شد و مروان بن الحكم به خاطر ترس از جنگ دوباره و دفاع از معاويه دو آيه اضافه شده را تاييد كرد و نسخه هاي فاقد اين دو آيه را به نابودي كشاند.و به اين طريق پيروزي ظاهري با منحرفين بود.


در تاييد اين مورد به يكي از قرانهاي قديمي نگاه كنيد ميبينيد كه همه سوره توبه را مدني دانسته به جز دو آيه آخر كه گفته است مكي است. و اين در حالي است كه كسي (خزيمه انصاري) كه اين دو آيه را نقل كرده بود در آن موقع هنوز مسلمان نشده بود!

(سر برگ يكي از قرآنهاي قديمي)
http://www.sharemation.com/godisone/sura9.gif?uniq=-brsele



علاوه بر آن يكي از قديمي ترين قرآنها در كويت نشان دهنده اين مورد است. جالب است كه اتفاقا صفحه آخر سوره توبه (كه شامل ايات 128و129 است) پاره شده است و اين نشان ميدهد كه آن موقع سر اين دو آيه هميشه احتلاف بوده است و جهت جلوگيري از اختلاف آن صفحه را پاره كرده اند. به طوريكه با توجه به حجم و اندازه صفحه دقيقا متوجه ميشويد كه اين قرآن شامل آن دو آيه نبوده است.

با توجه به اينكه رءوف رحيم در قرآن صفت اختصاصي خداست و براي مخلوق به كار نميرود.اما در آيه 128 سوره توبه صفت رءوف رحيم براي پيامبر به كار برده شده است كه با تعليمات قرآني مخالف است. در اينجا ليست آيه هاي ديگري كه رءوف رحيم در آن به كار برده شده است را ذكر ميكنيم تا كه مشخص شود واقعا آن دو آيه جزو قرآن نيست.

تمام "رئوف رحيم" هاي ديگري كه در قرآن ذكر شده است را ليست ميكنيم.ميبينيم كه همه صفت خدايند نه مخلوق!

[2:143] وكذلك جعلنكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا وما جعلنا القبلة التي كنت عليها الا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه وان كانت لكبيرة الا على الذين هدى الله وما كان الله ليضيع ايمنكم ان الله بالناس لرءوف رحيم

[9:117] لقد تاب الله على النبي والمهجرين والانصار الذين اتبعوه في ساعة العسرة من بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم ثم تاب عليهم انه بهم رءوف رحيم

[16:7] وتحمل اثقالكم الى بلد لم تكونوا بلغيه الا بشق الانفس ان ربكم لرءوف رحيم

[16:47] او ياخذهم على تخوف فان ربكم لرءوف رحيم

[22:65] الم تر ان الله سخر لكم ما في الارض والفلك تجري في البحر بامره ويمسك السماء ان تقع على الارض الا باذنه ان الله بالناس لرءوف رحيم

[24:20] ولولا فضل الله عليكم ورحمته وان الله رءوف رحيم

[57:9] هو الذي ينزل على عبده ءايت بينت ليخرجكم من الظلمت الى النور وان الله بكم لرءوف رحيم


دعايي كه همه ما آن را در دلمان داريم دعاي زير است كه بايد فقط و فقط خداي مهربان را رءوف رحيم بدانيم.

[59:10] والذين جاءو من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولاخوننا الذين سبقونا بالايمن ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين ءامنوا ربنا
انك رءوف رحيم

رهبران اموي

همانطور كه ديديم رهبران اموي دو آيه به قرآن اضافه كردند . رهبران اموي نژاد پرستي را بنا نهادند بطوريكه سران و فرمانداران ساير شهرهاي تحت سيطره تمدن اسلامي را از بني اميه انتخاب ميكردند . آنان فكر ميكردند كه نژاد اموي از ساير نژاد عرب بهتر است.همين مورد باعث شورش شد و نهايتا حسين بن علي و يارانش در كربلا در راه مبارزه با نژاد پرستي شهيد شدند.در حال حاضر خيلي از مسلمانان هم دچار نژاد پرستي شده اند. خيلي از آنان فكر ميكنند كه فرقه آنان از ساير فرق بهتر است. به طور مثال عربها فكر ميكنند كه از عجم بهترند و ايرانيان فكر ميكنند كه از ساير ملل مسلمان بهترند و به نياكان و اجداد افسانه اي خود مينازند. نزد خدا هيچ فرقي بين ملتهاي مختلف نيست. نژاد ، زبان ، رنگ و ساير عوامل باعث برتري نيست بلكه تقوي نزد خدا معيار است. تنها معياري که ممتاز بودن مردم با آن مشخص مي شود:

[49:13] يايها الناس انا خلقنكم من ذكر وانثى وجعلنكم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقكم ان الله عليم خبير

[49:13] اي مردم، ما شما را از همان مذكر و مؤنث خلق كرديم و شما را ملل و قبايلي مشخص قرار داديم، باشد كه يكديگر را تشخيص دهيد. بهترين شما در نزد خدا پرهيزكارترين شماست. خداست داناي مطلق، آگاه.

با كمال تاسف در ايران فعلي ما خيلي از اقوام ساير قومهاي ديگر را مسخره ميكنند و با چشم حقارت به آنها نگاه ميكنند. خيلي از اقوام شامل فارس و كرد و ترك و عرب و ... به زبان و قوم خود مينازند و فكر ميكنند كه از ساير اقوام بهترند و اين نوع از نژاد پرستي چنان در خونشان رخنه كرده است كه از همان بچگي به آن عادت كرده اند و بسيار مشكل است كه آنان را متوجه كردار زشتشان كنيد. خداي توانا ما را از نژادهاي مختلف آفريده است تا كه آزمايشي باشد براي ما نه فخري باشد بر ديگران. خداي مهربان نژاد پرستان را عذاب ميكند و قوم ديگري را جايگزين آنها ميكند. اين سنت خداست سنت خدا قابل تغيير نيست.

بالاخره در سال 684 ميلادي قرآني كه با خط پيامبر نوشته شد و شامل دو آيه شيطاني نبود بوسيله يك رهبر اموي ديگر نابود شد. اما خداي مهربان خودش حفاظت قرآن را عهده دار شده است و اين خواست خداست كه نسخه حفص (حفص بن عاصم كوفي) قرآن مطابق با نسخه نوشته شده بوسيله پيامبر است (به جز دو آيه آخر سوره توبه و چند غلط املايي ديگر) .

هشدار به ايرانيان


کساني که بت شده اند شيفتگان خود را طرد مي کنند

[10:28] ويوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين اشركوا مكانكم انتم وشركاؤكم فزيلنا بينهم وقال شركاؤهم ما كنتم ايانا تعبدون
[10:28] روزي که همه آنان را احضار کنيم، به کساني که شرک ورزيدند، خواهيم گفت: "ما شما را همراه با کساني که بت کرده بوديد، احضار کرده ايم." و آنان را با يکديگر روبرو خواهيم کرد، و کساني که بت شده بودند به آنها خواهند گفت: "ما هيچ خبر نداشتيم که شما ما را معبود خود قرار داديد.

[10:29] فكفى بالله شهيدا بيننا وبينكم ان كنا عن عبادتكم لغفلين
[10:29] خدا به عنوان شاهد ميان ما و شما كافي است، كه ما از پرستش شما در مورد خود به كلي بي خبر بوديم.

[10:30] هنالك تبلوا كل نفس ما اسلفت وردوا الى الله مولهم الحق وضل عنهم ما كانوا يفترون
[10:30] آن زماني است كه هر نفسي آنچه را كه كرده بود، بررسي خواهد كرد. آنها به سوي خدا، مولا و سرور حقيقي خود بازگردانده خواهند شد و معبوداني را كه از خود ساخته بودند، آنها را طرد خواهند كرد.

دوست عزيز ايراني آيا خداي مهربان دستور داده است كه ما از طريق كسي ديگر اورا بخوانيم؟

آيا مثلا كسي با انگشتش به ماه اشاره كند و به ما بگويد نگاه كنيد ما بايد به انگشت او نگاه كنيم يا به ماه. هدف از عبادت ياد و ذكر خداي متعال است نه ياد و ذكر كسي ديگر. بنابراين اگر به شما گفتند بياييد از طريق افرادي مثل محمد حسين علي فاطمه خدا را عبادت كنيم، اين صراحتا و به وضوح عبادت غير خداست.اگر به شما گفتند بياييد از طريق نزديك شدن و دلبستن به محمد يا علي و يا مال دنيا و ... به خدا نزديك شويم بدانيد كه براي خداي خود شريك قرار داده ايد.اگر كسي به شما گفت بيا برويم به مزار فلان كس و با وسيله قرار دادن او از خدا كمك بخواهيم.در اين حالت صراحتا خداي مهربان را فراموش كرده و رو به غير خدا آورده ايم. زيرا كه هدف از عبادت ونيايش خواندن فقط خداست نه كسي ديگر. وسيله قراردادن بهانه اي است
براي اينكه در اين بين خدا فراموش شود. اين حيله تازگي ندارد. تمام طول تاريخ اينجوري بوده است.شيطان قول داده است كه از راههاي خيلي ساده اكثريت مارا گمراه كند. او قولش را به تحقق ميرساند.آيا درست است كه در شبانه روز 30 بار در فكر محمد و يا حسين باشيم و يك بار در فكر خدا؟

دوست عزيز:

اگر در طول روز بيشتر فكر و ذكر شما حسين است بدانيد كه اورا شريك خدا قرار داده ايد.آيا هيچ پيامبر و يا فرد صالحي به پيروانش دستور داده است كه بعد از مرگ او مراسم روزانه برايش ترتيب دهند؟ آيا شما پيامبري در طول تاريخ سراغ داريد؟

[21:25] وما ارسلنا من قبلك من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون
[21:25] ما پيش از تو هيچ رسولي نفرستاديم مگر با اين وحي: "غير از من خدايي نيست؛ تنها مرا بپرستيد."

دوست عزيز آن چيز و يا آنكس كه بيشتر در فكر شما تقدس دارد خداي شماست.بنابراين اگر شما بيستر روز دل به دارايي و ماشين خود بسته ايد بدانيد كه شريك براي خدا قرار داده ايد!! اگر شما بيشتر روز دل به محمد و عيسي و حسين و علي بسته ايد ، بدانيد كه آنان را شريك خداي متعال قرار داده ايد!! دلبستن به مال دنيا شما را به خدا نزديك نميكند.بلكه چطوري استفاده كردن از مال دنيا شايد براي شما فايده اي داشته باشد و در آخرت همين مال دنيا ذخيره اي براي شما باشد.


همانطور هم دلبستن به عيسي و محمد وعلي و حسين شما را به خدا نزديك نميكند.شما اگر راست ميگوييد بهتر است به حرفهاي آنان گوش كنيد و فقط خدا را پرستش كنيد.

دوستان عزيز هر چيزي را بايد از طريقي استفاده كرد. مثلا كتاب قرآن براي خواندن و فكر كردن است. خود جلد كتاب قرآن كه شامل چندين برگ كاغذ است ما را نميتواند كمك كند. خدا براي هر كاري راهي قرار داده است. ما فقط از طريق خواندن و فكر كردن ميتوانيم از قرآن استفاده كنيم. آيا كاغذ قرآن ميتواند ما را از مشكلات نجات دهد؟ مطمئنا نه!همانطور پيامبران هم وظيفه اي داشتند كه آن را ابلاغ كردند. وظيفه پيامبر محمد نذارت و بشارت بود. وظيفه او ابلاغ قرآن بود. اما اگر بخواهيم چيزهاي ديگري را به او نسبت دهيم اشتباه ميكنيم. مثلا از پيامبر محمد نميتوان انتظار داشت كه دعاهاي مارا استجابت كند. پيامبر محمد براي اين نيامده است كه ما او را بخوانيم به جاي خدا ! زيرا كه اين وظيفه او نيست. او رسولي بود مثل رسولان ديگر.هر رسولي را وظيفه اي است.خداي مهربان عبادت را فقط به خودش اختصاص داده است نه كسي ديگر. شما نميتوانيد يك آيه ارائه دهيد كه خدا فرموده باشد كه محمد رسول خدا و يا عيسي جوابگوي دعاهاي شما خواهند بود. واسطه بودن اين افراد چيزي جز حيله شيطان نيست. فكر ميكنيد كه اقوام پيش از ما پيامبران و مقدسين خود را پرستش ميكردند. شما يك لحظه فكر كنيد چرا هميشه بعد از مرگ پيامبران و مقدسين اين افراد بت ميشوند؟آيا فكر نميكنيد كه شيطان دارد همان حيله هاي قديمي را بر روي ما اجرا ميكند؟آيا شما ميتوانيد دل از اين شخصيتها بكنيد و دوباره خدا محور باشيد؟فكر ميكنيد توسل به چه معناست؟اينكه ما بياييم از محمد ويا علي در خواست كمك كنيم و فكر كنيم خدا از اين طريق به ما جواب ميدهد زيرا كه ما آنان را وسيله قرار داده ايم!!!!آيا ميدانيد كه چه مضراتي از اين پديد ميايد؟ شما تصور كنيد چنين جامعه اي كه به حيله هاي مختلف از عبادت مستقيم خدا سر باز ميزند ميتواند درست شود؟ اگر ما با خدا روراست نباشيم آيا خدا هم شرايط ما را بهتر خواهد كرد؟ مطمئنا نه؟؟

[5:35] يايها الذين ءامنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة وجهدوا في سبيله لعلكم تفلحون
[5:35] اي كساني كه ايمان داريد، هيبت و حرمت خدا را ارج نهيد و در جستجوي راه و روشي به سوي او باشيد و در راه او بكوشيد تا موفق شويد.

خداي مهربان در آيه بالايي دستور ميدهد كه در جستجوي راه و روشي به سوي خدا باشيم. خدا نگفته است وسيله را بخوانيد بلكه گفته وسيله را بجوييد. اين وسيله ميتواند عبادت خيرات علم و ... باشد.

پرهيزگاراني را که ما بت خود قرار ميدهيم، خودشان به درگاه خدا دعا مي کردند

[17:57] اولئك الذين يدعون يبتغون الى ربهم الوسيلة ايهم اقرب ويرجون رحمته ويخافون عذابه ان عذاب ربك كان محذورا
[17:57] حتي معبوداني که آنها مي خوانند خودشان در جستجوي راه و وسيله اي به سوي پروردگارشان هستند. آنها براي رحمت او دست به دعا برمي دارند و از عذاب او مي ترسند. مطمئنا، عذاب پروردگارت وحشتناك است.

Saturday، April 19، 2008

نسخه هاي قرآن

بنام خدا بخشنده مهربان

همانطور كه ميدانيم چندين نسخه متفاوت از قرآن در كشورهاي اسلامي وجود دارد. مثل حفص ، ورش ، قالون و ... اما خداي حكيم در قرن حاضر به ما ثابت كرد كه نسخه حفص نسخه اصلي قرآن است. شواهد رياضي نشان ميدهد و ثابت ميكند كه حفص نسخه اصلي قرآن است. خداي توانا نسخه حفص را از نظر رياضي حفظ كرده است. به طور مثال يكي از تفاوتهاي نسخه حفص و قالون را بررسي ميكنيم. اين تفاوت مربوط به آيه 19:19 است.

نسخه حفص آيه:


[19:19] قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلما زكيا


نسخه قالون آيه:


[19:19] قال انما انا رسول ربك اليك ليهب لك غلما زكيا

همانطور كه ميبينيد در نسخه قالون (يكي از نسخه هاي ورش) كلمه اليك اضافه آمده است و همچنين به جاي كلمه لاهب از كلمه ليهب استفاده شده است. اما ما بايد چطوري بفهميم كه كدام نسخه از قرآن درست است؟ كدام روش از آيه 19:19 صحيح است. مطمئنا نميتوان گفت كه هر دو حالت آيه بر پيامبر نازل شده است. خداي مهربان قول داده است كه قرآن را حفظ كند و اين حفظ كردن از طريق رابطه رياضي نوزده است.

توجه كنيد كه سوره 19 با حروف مقطعه كهيعص شروع ميشود و همين پنج حرف تمام سوره 19 را بيمه كرده است. زيرا تعداد اين پنج حرف در سوره نوزده 798 است. 798 هم يعني 19*42. اگر نسخه قالون آيه را در نظر بگيريم رابطه بالا به هم ميخورد زيرا در آن صورت تعداد كهيعص در سوره نوزده 801 خواهد بود و اين عدد بر نوزده بخش پذير نخواهد بود. خداي را سپاس كه رابطه نوزده را براي ما گذاشته و به اين طريق اطمينان قلب پيدا ميكنيم كه قرآن كار بشر نيست.

Tuesday، April 15، 2008

سرتاسر آن نوزده است

بنام خدا بخشنده مهربان

[74:30] عليها تسعة عشر

[74:30] که سرتاسر آن نوزده است.

آيه بالايي مبنا و اساس معجزه رياضي 19 است. خداي مهربان اين آيه را از جهات زيادي معجزه ساخته است.اما چرا خدا رابطه رياضي 19 را در قرآن قرار داده است. مگر قرآن كتاب رياضي است يا هدايت؟ خداي توانا بنا به دلايل ذيل معجزه رياضي 19 را در قرآن قرار داده است.

(1) كافران را مضطرب كند،

(2) مسيحيان و يهوديان را متقاعد سازد (كه اين كتابي است الهي)،

(3) ايمان معتقدان را محكم نمايد،

(4) هرگونه شكي را از دل مسيحيان و يهوديان و نيز مؤمنان بردارد و

(5) كساني كه در قلبشان شك و ترديد راه مي دهند و نيز كافران را برملا سازد؛ آنها خواهند گفت: "منظور خدا از اين مثال چه بود؟" خدا بدين ترتيب هر كه را بخواهد، گمراه مي كند و هر كه را بخواهد، هدايت مي نمايد. هيچ كس جز او سربازان پروردگارت را نمي داند. اين تذكري است براي مردم.

1- اما بياييد يكي از روابط رياضي مهم راجع به آيه 74:30 را مد نظر قرار دهيم. همانطور كه ميدانيم آيه هاي قرآن داراي هارموني هستند مثل اشعار عربي يا فارسي كه داراي هارموني مخصوص هستند. آيه [74:30] عليها تسعة عشر داراي هارموني "ر" است. اين آيه داراي يك حرف "ر" و همچنين با حرف "ر" خاتمه مي يابد.حال كل آياتي را در نظر بگيريد كه داراي يك حرف "ر" و همچنين هارموني آنها "ر" است. خيلي خيلي جالب است كه در كل قرآن دقيقا تعداد 114 آيه با خصوصيات مذكور داريم. 114 يعني 19*6. و همچنين 114 تعداد سوره هاي قرآن هم هست. مثل آيات زير:

[102:1] الهيكم التكاثر

[74:6] ولا تمنن تستكثر

[54:42] كذبوا بءايتنا كلها فاخذنهم اخذ عزيز مقتدر

[40:19] يعلم خائنة الاعين وما تخفي الصدور

[54:13] وحملنه على ذات الواح ودسر

[97:1] انا انزلنه في ليلة القدر

ليست آن 114 آيه:

====================

[3:119],[3:165],[8:39],[8:40],[14:34],[22:4],[22:6],[22:38],[22:62],

[22:66],[22:71],[30:54],[31:21],[31:28],[31:30],[35:6],[35:19],[35:20],

[35:22],[35:23],[35:28],[38:47],[38:64],[39:19],[40:19],[40:20],[40:41],

[42:9],[42:30],[42:34],[50:43],[52:1],[52:2],[52:4],[54:4],[54:5],[54:6],

[54:9],[54:11],[54:13],[54:16],[54:18],[54:20],[54:21],[54:23],[54:26],

[54:29],[54:30],[54:33],[54:35],[54:39],[54:42],[54:44],[54:45],[54:46],

[54:49],[54:51],[54:52],[54:54],[54:55],[55:14],[67:2],[67:7],[67:8],

[67:10],[67:14],[67:18],[74:1],[74:2],[74:4],[74:6],[74:9],[74:19],

[74:20],[74:21],[74:22],[74:25],[74:26],[74:28],[74:29],[74:30],[74:32],

[74:33],[74:34],[74:35],[74:37],[74:42],[75:8],[75:9],[75:10],[75:11],

[75:13],[77:33],[84:14],[86:10],[88:22],[88:23],[88:24],[89:1],[89:2],

[89:3],[89:4],[89:5],[93:9],[93:10],[97:1],[97:5],[100:10],[102:1],

[103:1],[103:2],[103:3],[108:1],[108:3]

====================

2- آيه 74:30 با كلمه عشر خاتمه مي يابد. در كل قرآن تنها يك آيه ديگر با عشر خاتمه مي يابد كه 89:2 است. در 114 آيه بالايي بين 74:30 تا 89:2 دقيقا 19 آيه وجود دارد.

3- آيه 74:30 با حرف "ر" خاتمه مي يابد. بايد بدانيد كه اولين آيه قرآن كه با حرف "ر" خاتمه ميابد آيه 2:20 است و آخرين آيه قرآن كه با حرف "ر" خاتمه ميابد آيه 108:3 است. جالب است كه مجموع شماره آيات و شماره سوره اين دو آيه 133 است. 133 هم يعني 19*7

2+20+108+3=133

4- آيه 74:30 در سوره 74 است كه با حرف "ع" شروع ميشود حال كل آيات از ابتداي سوره 74 را در نظر بگيريد كه با حرف "ع" شروع ميشوند. در اين حالت 19 آيه داريم.

آن 19 آيه:

==============

[74:10],[74:30],[74:41],[76:6],[76:18],[76:21],[77:6],[78:1],

[78:2],[80:1],[81:14],[82:5],[83:23],[83:28],[83:35],[88:3],

[90:20],[96:5],[96:10]

==============

خداي توانا را سپاس كه قرآن با اين عظمت را در اختيار جهانيان قرار داده است تا بوسيله آن هدايت شوند و برخلاف پيروان حديث و سنت سرگردان نشوند.

Thursday، February 28، 2008

309

بنام خدا بخشنده مهربان

خداي مهربان در يكي از آيات قرآن ايده بسيار زيبايي را براي ما انسانها برجاي گذاشته است . آن هم آيه 25 سوره كهف است.

[18:25] ولبثوا في كهفهم ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا

[18:25] آنها در غار خود سيصد سال به علاوه نه ماندند.

خداي توانا به جاي عدد 309 فرموده است 300 به اضافه 9 چرا؟

او ميتوانست بفرمايد "ثلث مائة سنين و تسعة" اما خداي حكيم فرموده است "ثلث مائة سنين و ازدادوا تسعا". به اين طريق در اين آيه به جاي عدد 309 از دو عدد 300 و 9 استفاده نموده است.

1- جالب اين است كه بدانيم در كل قرآن 30 عدد مختلف ذكر شده است :

1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 19, 20, 30, 40, 50, 60, 70, 80, 99, 100, 200, 300, 1000, 2000, 3000, 5000, 50000,100000

خيلي جالبه كه مجموع اين اعداد ميشود :

1+ 2+ 3+ 4+ 5+ 6+ 7+ 8+ 9+ 10+ 11+ 12+ 19+ 20+ 30+ 40+ 50+ 60+ 70+ 80+ 99+ 100+ 200+ 300+ 1000+ 2000+ 3000+ 5000+ 50000+ 100000 = 162146(19*8534)

آيا اين تصادفي است ؟؟؟!!!

آبا راهي براي فرار از معجزه رياضي قرآن مانده است؟ در واقع اگر خداي مهربان به جاي 309 از 300 و 9 استفاده نميكرد رابطه بالا بر 19 بخش پذير نبود.

2- اين آيه در سوره 18 است يعني سوره كهف. خيلي جالب است كه در اين سوره نوزده عدد به كار رفته است.


الله اكبر!

ليست آن 19 عدد :

رديف آيه عدد معادل عربي عدد

==============================

19 1 احد

19 1 احدا

22 3 ثلثة

22 4 رابع

22 5 خمسة

22 6 سادس

22 7 سبعة

22 8 ثامن

22 1 احدا

25 300 ثلثة مائة

25 9 تسعا

26 1 احدا

32 1 احد

38 1 احدا

42 1 احدا

47 1 احدا

49 1 احدا

110 1 واحد

110 1 احدا

=============================

سپاس براي خداي يكتاي مهربان

حسابيه

بنام خدا بخشنده مهربان

يكي از كلمات قرآن مدتها ذهن من را به خود مشغول كرده بود و آن هم كلمه " حسابيه " است كه در آيه 69:20 واقع است.چيزي كه براي من عجيب بود اين است كه چرا خدا يك حرف "ه" به آخر كلمه "حسابي" چسبانده است.در واقع اين خود نكته زيبايي از معجزه رياضي قرآن را بايد در بر داشته باش ، زيرا اصل كلمه بايد حسابي باشد نه حسابيه. ولي چرا خدا اين كار را كرده است؟

[69:20] اني ظننت اني ملق حسابيه

خداي مهربان به طور مثال در قرآن كلمه رحمت را با ت به كار برده است و در موارد ديگري از ة به جاي حرف ت استفاده نموده است چرا؟ براي اينكه در تعداد حرف ه موازنه ايجاد كند.دو آيه زيز را نگاه كنيد:

[2:218] ان الذين ءامنوا والذين هاجروا وجهدوا في سبيل الله اولئك يرجون رحمت الله والله غفور رحيم

[3:107] واما الذين ابيضت وجوههم ففي رحمة الله هم فيها خلدون

1- آيه مورد بحث ايه 69:20 است . اين آيه با حرف ه خاتمه يافته است. خدا عمدا يك حرف اضافي ه به آخر كلمه حسابي چسبانده است تا كه آيه با حرف ه خاتمه يابد. نكته اي كه جالب است اينه كه در تمام قرآن دقيقا به تعداد 171 آيه وجود دارد كه با حرف ه خاتمه مييابند. همه ميدانيم كه 171 يعني 19*9

آيا اين تصادفي است!!!

سپاس براي خداي يكتا

مثل آيات زير:

[79:12] قالوا تلك اذا كرة خاسرة

[104:5] وما ادرك ما الحطمة

[20:1] طه

ليست آن 171 آيه:

=======================

[20:1],[53:57],[53:58],[56:1],[56:2],[56:3],[56:7],[56:8],[56:9],[56:15],

[56:32],[56:33],[56:34],[69:1],[69:2],[69:3],[69:4],[69:5],[69:6],[69:7],

[69:8],[69:9],[69:10],[69:11],[69:12],[69:13],[69:14],[69:15],[69:16],

[69:17],[69:18],[69:19],[69:20],[69:21],[69:22],[69:23],[69:24],[69:25],

[69:26],[69:27],[69:28],[69:29],[69:30],[69:31],[69:32],[70:4],[70:11],

[70:12],[70:13],[70:14],[74:38],[74:50],[74:51],[74:52],[74:53],[74:54],

[74:55],[74:56],[75:1],[75:2],[75:3],[75:4],[75:5],[75:6],[75:14],[75:15],

[75:16],[75:17],[75:18],[75:19],[75:20],[75:21],[75:22],[75:23],[75:24],

[75:25],[79:6],[79:7],[79:8],[79:9],[79:10],[79:11],[79:12],[79:13],[79:14],

[80:11],[80:12],[80:13],[80:14],[80:15],[80:16],[80:17],[80:18],[80:19],

[80:20],[80:21],[80:22],[80:23],[80:24],[80:33],[80:34],[80:35],[80:36],

[80:37],[80:38],[80:39],[80:40],[80:41],[80:42],[82:19],[84:6],[84:7],

[84:10],[88:1],[88:2],[88:3],[88:4],[88:5],[88:8],[88:9],[88:10],[88:11],

[88:12],[88:13],[88:14],[88:15],[88:16],[89:27],[89:28],[90:11],[90:12],

[90:13],[90:14],[90:15],[90:16],[90:17],[90:18],[90:19],[90:20],[96:15],

[96:16],[96:17],[96:18],[98:1],[98:2],[98:3],[98:4],[98:5],[98:6],[98:7],

[98:8],[99:7],[99:8],[101:1],[101:2],[101:3],[101:6],[101:7],[101:8],[101:9],

[101:10],[101:11],[104:1],[104:2],[104:3],[104:4],[104:5],[104:6],[104:7],

[104:8],[104:9]

=======================

2- جالب اين است 171 آيه بالايي از 19 سوره اند.

آن نوزده سوره:

==================

20,53,56,69,70,74,75,79,80,82,84,88,89,90,96,98,99,101,104

==================

3- اين آيه يعني آيه 69:20 يك حرف ه دارد. لطفا آيه را ببينيد:

[69:20] اني ظننت اني ملق حسابيه

جالب اين است كه در كل اين سوره يعني سوره 69 دقيقا 19 آيه وجود دارد كه يك حرف ه دارند مثل خود آيه 69:20

ليست آن 19 آيه:

==================

[69:1],[69:2],[69:3],[69:4],[69:11],[69:15],[69:18],[69:20]

,[69:26],[69:28],[69:31],[69:37],[69:40],[69:41],[69:42]

,[69:45],[69:46],[69:47],[69:51]

==================

سپاس براي خداي يكتاي مهربان

Wednesday، February 27، 2008

بسطة

بنام خدا بخشنده مهربان

يكي از كلماتي كه در قرآن عجيب ذكر شده است و در طول تاريخ اشتباه ذكر شده بود كلمه بسطة است كه در سوره 7 آيه 69 ذكر شده است.

[7:69] اوعجبتم ان جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم واذكروا اذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح وزادكم في الخلق بسطة فاذكروا ءالاء الله لعلكم تفلحون

[7:69] "آيا اين خيلى عجيب است كه پيام پروردگارتان به وسيله مردى مانند خودتان براى شما بيايد، تا هشدارتان دهد؟ به ياد آوريد كه او پس از قوم نوح شما را وارث قرار داد و تعدادتان را چندين برابر كرد. نعمت هاى خدا را به ياد آوريد، باشد كه موفق شويد".

اگر قرآنهاي چاپ شده فعلي را در كشورهاي اسلامي نگاه كنيد متوجه خواهيد شد كه اين كلمه با حرف صاد يعني به صورت بصطة نوشته شده است. خداي مهربان در قرن حاضر به ما نشان داد كه "بسطة" درست است نه "بصطة". اين اشتباه كه نويسندگان قرآن آن را مرتكب شده اند نكات زيادي از معجزه رياضي را به همراه دارد كه در زير آن را بررسي مي كنيم.

1-جالب است كه بدانيد يكي از نسخه هاي قديمي قرآن معروف به قرآن سمرقند يا تاشكند مربوط به قرن اول هجري اين كلمه را به صورت بسطة نگارش كرده است.ميتوانيد در زير اسكن آن آيه را ببينيد.و اين خود نشان از آن دارد كه خطاي انساني در نوشتن قرآن اين اشتباه را بوجود آورده است.


2- مقدار ابجد اين كلمه 76 است و همه ميدانيم كه 76 يعني 19*4

3- اگر شماره آيه و سوره را با هم جمع كنيم ميبينيم كه ميشود 76 =19*4

4- جالبتر اين است كه اين آيه 114 حرف دارد و 114 هم يعني 19*6

5-همه ميدانيم كه حرف صاد يكي از حروف مقطعه است و در اول سه سوره 7 و 19 و 38 ذكر شده است. جالب اين است كه تعداد صاد در اين سه سوره 152 است و 152 يعني 19*8.

البته اگر اين كلمه را با صاد بنويسيم تمام روابط بالا به هم ميخورد.خداي مهربان از رابطه 19 براي اطمينان قلب مومنان استفاده ميكند. بايد ايمان آورد كه قرآن ساخته دست محمد نيست و نازل شده از طرف خداي يكتاست.

6- جالب اين است كه كلمه بسطة فقط در يك آيه ديگر از قرآن ذكر شده است و آن هم آيه 2:247 است.

[2:247] وقال لهم نبيهم ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا انى يكون له الملك علينا ونحن احق بالملك منه ولم يؤت سعة من المال قال ان الله اصطفه عليكم وزاده بسطة في العلم والجسم والله يؤتي ملكه من يشاء والله وسع عليم

[2:247] پيامبرشان به آنها گفت: "خدا طالوت را به پادشاهى شما تعيين كرده است." آنها گفتند: "او چگونه مي تواند بر ما پادشاهى كند، در حالى كه ما براى پادشاهى شايسته تريم؛ او حتى ثروتى هم ندارد؟" او گفت: "خدا او را بر شما برگزيده است و با دانش فراوان و قدرت جسمانى او را مورد رحمت قرار داده است." خدا پادشاهى خويش را به هر كه بخواهد، عطا مي نمايد. خداست سخاوتمند، داناى مطلق.

حال تمام آيات در بين 2:247 تا 7:69 را در نظر بگيريد. خيلي جالب است كه در اين دامنه تعداد 285 آيه حرف صاد دارند و همه ميدانيم كه 285 يعني 19*15

اين مورد باز هم تاكيد ميكند كه كلمه بسطة بايد با حرف سين باشد نه صاد.

ليست آن 285 آيه در زير ذكر ليست شده است.

==============================================

[2:247],[2:249],[2:250],[2:256],[2:257],[2:260],[2:263],[2:264],[2:265],[2:266],

[2:270],[2:271],[2:273],[2:275],[2:276],[2:277],[2:280],[2:282],[2:285],[2:286],

[3:3],[3:6],[3:13],[3:15],[3:17],[3:20],[3:22],[3:23],[3:28],[3:29],[3:33],[3:39],

[3:42],[3:44],[3:46],[3:49],[3:50],[3:51],[3:52],[3:56],[3:57],[3:62],[3:67],[3:74],

[3:81],[3:89],[3:91],[3:93],[3:95],[3:99],[3:101],[3:103],[3:111],[3:112],[3:114],

[3:116],[3:117],[3:118],[3:119],[3:120],[3:123],[3:125],[3:126],[3:135],[3:141],

[3:142],[3:146],[3:147],[3:150],[3:152],[3:153],[3:154],[3:156],[3:160],[3:162],

[3:163],[3:165],[3:166],[3:168],[3:172],[3:183],[3:186],[3:192],[3:200],[4:4],

[4:7],[4:10],[4:11],[4:12],[4:14],[4:16],[4:23],[4:24],[4:25],[4:30],[4:32],[4:33],

[4:34],[4:35],[4:36],[4:42],[4:43],[4:44],[4:45],[4:46],[4:47],[4:51],[4:52],[4:53],

[4:55],[4:56],[4:57],[4:58],[4:61],[4:62],[4:68],[4:69],[4:72],[4:73],[4:75],[4:77],

[4:78],[4:79],[4:85],[4:87],[4:89],[4:90],[4:92],[4:97],[4:101],[4:102],[4:103],

[4:105],[4:114],[4:115],[4:118],[4:121],[4:122],[4:123],[4:124],[4:128],[4:129],

[4:131],[4:134],[4:141],[4:142],[4:145],[4:146],[4:153],[4:157],[4:160],[4:162],

[4:164],[4:167],[4:173],[4:175],[4:176],[5:1],[5:2],[5:3],[5:5],[5:6],[5:7],[5:9],

[5:10],[5:12],[5:13],[5:14],[5:16],[5:18],[5:29],[5:30],[5:31],[5:33],[5:39],[5:45],

[5:46],[5:48],[5:49],[5:51],[5:52],[5:53],[5:55],[5:58],[5:63],[5:66],[5:67],[5:69],

[5:71],[5:72],[5:75],[5:78],[5:82],[5:84],[5:86],[5:89],[5:90],[5:91],[5:93],[5:94],

[5:95],[5:96],[5:102],[5:103],[5:106],[5:110],[5:113],[5:119],[6:15],[6:16],[6:34],

[6:39],[6:40],[6:46],[6:48],[6:50],[6:54],[6:55],[6:57],[6:65],[6:71],[6:72],[6:73],

[6:74],[6:85],[6:87],[6:92],[6:96],[6:97],[6:98],[6:100],[6:101],[6:103],[6:104],

[6:105],[6:110],[6:113],[6:114],[6:115],[6:116],[6:119],[6:124],[6:125],[6:126],

[6:130],[6:136],[6:139],[6:141],[6:143],[6:144],[6:146],[6:148],[6:151],[6:152],

[6:153],[6:154],[6:157],[6:161],[6:162],[7:1],[7:2],[7:7],[7:11],[7:13],[7:16],[7:21],

[7:22],[7:29],[7:32],[7:35],[7:36],[7:37],[7:42],[7:43],[7:44],[7:45],[7:46],[7:47],

[7:48],[7:50],[7:52],[7:56],[7:58],[7:62],[7:68]

==============================================

7- جالب است كه بدانيم از آيه 2:247 تا اول آيه 7:69 دقيقا به تعداد 769 آيه وجود دارد. آيا اين اتفاقي است؟!!

8- بايد بدانيم كه داريم در مورد حرف سين و صاد حرف ميزنيم . بحث اين است كه با رابطه رياضي ثابت ميشود كه بسطة درست است نه بصطة. آيه مورد اختلاف يعني آيه 7:69 داراي يك حرف سين و صفر حرف صاد است. حال تمام آياتي را در سوره هفت در نظر بگيريد كه داراي يك حرف سين و صفر حرف صاد باشند خيلي جالب است كه در اين حالت 38 آيه داريم. 38 يعني 19*2

ليست آن 38 آيه:

============================

[7:4],[7:5],[7:12],[7:19],[7:24],[7:30],[7:33],[7:38],[7:39],[7:49],[7:59],

[7:66],[7:69],[7:76],[7:80],[7:82],[7:88],[7:89],[7:90],[7:92],[7:97],[7:98],

[7:99],[7:102],[7:109],[7:111],[7:112],[7:113],[7:115],[7:122],[7:123],

[7:132],[7:152],[7:153],[7:159],[7:166],[7:175],[7:178]

================================

9- حال تمام آياتي را در در سوره هفت در نظر بگيريد كه داراي يك حرف صاد و صفر حرف سين باشند خيلي جالب است كه در اين حالت 19 آيه داريم. اين يعني ختم كلام. خداي را سپاس كه قرآن پر از گوهر را براي ما گذاشته است. قرآن به اين زيبايي در دست ماست ولي باز هم به سراغ كتب ضاله حديث ميرويم.

ليست آن 19 آيه:

==========================

[7:1],[7:2],[7:7],[7:13],[7:52],[7:58],[7:70],[7:78],[7:91],[7:106],

[7:107],[7:119],[7:124],[7:174],[7:184],[7:190],[7:196],[7:202],[7:203]

==========================

10- در ايه 7:69 يك حرف سين داريم و صفر حرف صاد. پس نتيجه ميگيريم كه تعداد حرف سين از تعداد حرف صاد در اين آيه بيشتر است. حال تمام آيات سوره 7 را در نظر بگيريد جالب اين است كه در اين حالت دقيقا و دقيقا به تعداد 114 آيه وجود دارد كه تعداد حرف سين در آن آيات از تعداد حرف صاد بيشتر است. 114 هم يعني 19 *6

الله اكبر !! آيا هيچ انسان بالغ و عاقلي ميگويد اين روابط تصادفي است؟!!!!

كساني كه روابط رياضي قرآن را كتمان ميكنند مثل اين است كه تمام قرآن را منكر ميشوند.

ليست آن 114 آيه :

============================

[7:4],[7:5],[7:6],[7:9],[7:11],[7:12],[7:19],[7:20],[7:23],[7:24],[7:26],[7:27],

[7:29],[7:30],[7:31],[7:33],[7:34],[7:37],[7:38],[7:39],[7:40],[7:46],[7:48],[7:49],

[7:51],[7:53],[7:54],[7:56],[7:57],[7:59],[7:61],[7:66],[7:67],[7:69],[7:71],[7:73],

[7:74],[7:75],[7:76],[7:80],[7:81],[7:82],[7:85],[7:88],[7:89],[7:90],[7:92],[7:93],

[7:94],[7:95],[7:96],[7:97],[7:98],[7:99],[7:102],[7:103],[7:104],[7:105],[7:109],

[7:111],[7:112],[7:113],[7:115],[7:116],[7:120],[7:122],[7:123],[7:127],[7:128],

[7:129],[7:131],[7:132],[7:133],[7:134],[7:137],[7:138],[7:141],[7:142],[7:143],

[7:144],[7:145],[7:146],[7:148],[7:149],[7:150],[7:152],[7:153],[7:154],[7:155],

[7:156],[7:158],[7:159],[7:160],[7:161],[7:162],[7:163],[7:165],[7:166],[7:167],

[7:168],[7:169],[7:172],[7:175],[7:177],[7:178],[7:179],[7:180],[7:182],[7:185],

[7:187],[7:188],[7:189],[7:200],[7:206]

============================

سپاس براي خداي يكتا

Saturday، December 24، 2005

اولين و آخرين سوره نازل شده

اولين سوره اي كه بر پيامبر محمد نازل شد سوره 96 است كه داراي 19 آيه است و همچنين آخرين سوره اي كه نازل شد سوره 110 است كه داراي 3 آيه است.حال بياييد اين اعداد را باهم جمع كنيم.

96+19+110+3=228 = 19*12=2*114

همانطور كه ميبينيد سرتاسر قرآن پر از 19 است.

Thursday، November 24، 2005

اولين و آخرين سوره نازل شده

اولين سوره اي كه بر پيامبر نازل شد سوره علق (96) بود و همچنين آخرين سوره كه بر پيامبر نازل شد سوره نصر (110) بود.

موارد جالبي در اين دو سوره يافت ميشود:

1- سوره 96 كه اولين سوره نازل شده بر پيامبر بود داراي 19 آيه است.

2- سوره 96 داراي 38 (2*19) حرف "يس" است.

3- سوره 96 در كل داراي 285 (19*15) حرف است.

4- همانطور كه ميداني كلمه قرآن با قاف شروع شده و با نون خاتمه ميابد پس بياييد دو حرف قاف و نون را در نظر بگيريم جالب است كه مجموع اين دو حرف در سوره هاي 96 و 110 در كل 38 (19*2) است.

5- جالب است كه كلمه اسم" در اولين آيه سوره علق با يك الف اضافي نوشته شده است و اين در حالي است كه میتوانست بصورت "بسم" نوشته شود زيرا در صورت عدم رعايت اين مورد تعداد حروف سوره 96 بر نوزده بخشپذير نبود. در حالي كه اين آيه در غار حرا بر پيامبر نازل شده است و اين نشان ميدهد كه قرآن كتاب آسماني با دستهاي خود پيامبر نوشته شد.زيرا در واقع اگر پيامبر سواد نداشت از كجا ميدانست كه كلمه باسم در اين آيه بايد بصورت الف دار نگارش شود.

6- پنج آيه اولي كه بر پيامبر نازل شد (96:1 تا 96:5) داراي 76 (19*4) حرف است.

7- سوره 96 از آخر قرآن نوزدهمين سوره است.

8- آخرين سوره يعني سوره 110 داراي 19 كلمه است.

9- اگر مقدار ابجد كل سوره 110 (آخرين سوره نازل شده) را حساب كنيم 6124 بدست ميايد. اگر اين عدد را با شماره سوره جمع كنيم در آن صورت 6124+110=6234 بدست ميايد كه تعداد آيه هاي شماره گذاري شده قرآن را نشان ميدهد و اين نشان ميدهد كه خدا با استفاده از كد آخرين سوره نازل شده تعداد واقعي آيات قرآن را هم به ما نمايانده است.

Sunday، November 20، 2005

صاد

حرف مقطعه صاد در اوايل سه سوره ذكر شده است يعني اوايل سوره هاي 7 و 19 و 38.

[7:1] المص
[19:1] كهيعص
[38:1] ص والقرءان ذي الذكر

1- در سوره 7 تعداد صاد 97 است.
در سوره 19 تعداد صاد 26 است.
در سوره 38 تعداد صاد 29 است.

حال مجموع تعداد صاد در سه سوره :

97+26+29 =152 (19*8) !

2- مجموع تعداد صاد در كل قرآن برابر با (19*109) 2071است .

جالب است كه در 29 سوره مقطعه دار تعداد صاد (19*52) 988است و در سوره هاي غير مقطعه تعداد صاد (19*19*2) 1083 است.در هر دو گروه تعداد صاد بر 19 بخش پذير است.

3- همچنين ما ميدانيم كه حرف مقطعه صاد در اوايل سه سوره ذكر شده است و همراه با 7 حرف مقطعه ديگر آمده است پس حروف گروه صاد عبارتند از : ا ل م ك ه ي ع ص
جالب است كه مقدار ابجد اين 8 حرف مساوي ( 19*14 ) 266 است.

4- حال 29 سوره مقطعه دار را در نظر بگيريد در اين حالت آياتي را در نظر بگيريد كه داراي تمام 8 حرف گروه صاد هستند در اين حالت 456 آيه داريم و ميدانيم كه : 456 = 19*24 = 3*152 = 8*19*3 است.

آيا اين اتفاقي است!!

5- حرف مقطعه صاد سه بار در اوايل سوره هاي 7 و 19و 38 ذكر شده است حال بياييد آياتي را در نظر بگيريم كه داراي سه تا صاد هستند. خيلي جالب است كه در اين حالت 57 (19*3) آيه داريم.

مثل آيه 61:4 كه داراي سه صاد است :

[61:4] ان الله يحب الذين يقتلون في سبيله صفا كانهم بنين مرصوص

ليست آن 57 آيه كه داراي سه تا صاد هستند :
======================================
[2:19],[2:62],[2:153],[2:177],[2:265],[2:266],[3:81],[3:152],[3:154],
[3:165],[4:7],[4:90],[4:102],[4:103],[4:128],[4:146],[5:5],[5:45],
[5:69],[5:71],[6:46],[6:125],[6:136],[6:157],[7:47],[9:5],[9:40],
[9:50],[9:103],[11:89],[12:3],[12:18],[12:51],[17:12],[17:80],[22:17],
[22:19],[22:35],[22:78],[24:43],[28:18],[28:25],[29:45],[31:14],
[31:17],[35:37],[41:16],[52:16],[58:8],[59:9],[59:12],[59:20],[61:4],
[64:3],[68:17],[73:20],[90:17]
======================================

6- در سوره 38 بعد از حرف صاد به كلمه "الذكر" اشاره شده است و اين نشان ميدهد كه صاد با "الذكر" رابطه تنگاتنگي دارد.

[38:1] ص والقرءان ذي الذكر

آن چيزي كه به پيامبر محمد نازل ميشد ( يعني قرآن ) به عنوان "الذكر" نام برده شده است.

[15:6] وقالوا يايها الذي نزل عليه الذكر انك لمجنون

با اين وصف حروف الذكر عبارتند از : ا ل ذ ك ر

حالا تمام آياتي را در نظر بگيريد كه حروف الذكر در آنان موجود است و همچنين داراي حرف صاد هم هستند . در اين حالت دقيقا 703 (19*37) آيه داريم.


7- همانطور كه گفتيم حرف مقطعه صاد در اول سه سوره ذكر شده است.حال بياييد تعداد صاد را در سوره هايي حساب كنيم كه شماره سوره فاكتوري از سه است. در اين حالت ( 19*36 ) 684 صاد داريم.

همچنين در كل قرآن 38(19*2) سوره داريم كه شماره سوره فاكتوري از 3 است.

آن 38 سوره :
============================
3, 6, 9,12,15,18, 21,24,27,30,33,36,39,42,45,48,51,54,57, 60,63,
66,69,72,75,78, 81, 84,87, 90, 93, 96, 99,102,105,108, 111,114
============================

8- سوره 19 با "كهيعص" شروع ميشود. حال تعداد هركدام از اين 5 حرف را در سوره 19 حساب ميكنيم:

تعداد كاف 137 است.
تعداد هاء 175 است.
تعداد يا 343 است.
تعداد عين 117 است.
تعداد صاد 26 است.

جمع اينها :

137+175+343+117+26 = 798 (19*42) !!!

آيا اينها همه اتفاقي است و بر حسب شانس بوجود آمده است!!!؟

9- در سوره مريم بعد از حرف صاد خداي مهربان به بنده خوبش ذكريا اشاره ميكند:

[19:2] ذكر رحمت ربك عبده زكريا

حروفي كه اين آيه را تشكيل ميدهند عبارتند از : ا ب د ه ز ح ي ك م ع ر ت ذ

اولا : آيه 19:2 داراي 19 حرف است.

ثانيا : مقدار ابجد آيه مساوي (19*111) 2109 است

ثالثا : تعداد 228 (19*12) آيه در كل قرآن وجود دارد كه تمام حروف 19:2 در آنان موجود است.

آن 228 آيه :
=====================================
[2:25],[2:60],[2:83],[2:85],[2:91],[2:96],[2:102],[2:105],[2:177]
,[2:213],[2:214],[2:228],[2:231],[2:233],[2:235],[2:251],[2:259]
,[2:260],[2:277],[3:7],[3:8],[3:14],[3:15],[3:37],[3:152],[3:153],
[3:154],[3:155],[3:156],[3:164],[3:198],[4:1],[4:12],[4:47],[4:56]
,[4:59],[4:60],[4:90],[4:91],[4:140],[4:173],[5:3],[5:12],[5:31],
[5:33],[5:41],[5:44],[5:45],[5:49],[5:54],[5:83],[5:95],[5:101],
[5:104],[5:112],[5:118],[5:119],[6:7],[6:31],[6:84],[6:91],[6:92]
,[6:93],[6:99],[6:112],[6:140],[6:141],[6:143],[6:146],[6:151],
[6:152],[6:157],[7:27],[7:31],[7:32],[7:40],[7:43],[7:49],[7:57],
[7:69],[7:85],[7:152],[7:156],[7:157],[7:160],[7:189],[8:49],[9:5]
,[9:29],[9:30],[9:40],[9:55],[9:72],[9:100],[9:111],[9:117],[9:127]
,[10:4],[10:5],[10:24],[10:27],[10:28],[10:64],[10:88],[10:90],
[10:98],[11:8],[11:12],[11:84],[12:40],[12:47],[12:51],[12:65],
[12:100],[13:4],[13:17],[13:22],[13:23],[13:31],[13:36],[13:37],
[14:1],[14:21],[14:37],[16:2],[16:30],[16:64],[16:65],[16:71],
[17:15],[17:60],[18:16],[18:19],[18:21],[18:28],[18:45],[18:82]
,[18:102],[19:2],[19:37],[19:76],[20:40],[20:113],[21:103],
[21:105],[22:5],[22:30],[22:34],[22:40],[22:78],[24:2],[24:6],
[24:21],[24:28],[24:31],[24:43],[25:32],[25:68],[27:60],[28:15]
,[28:82],[30:21],[30:24],[30:27],[31:6],[31:23],[31:34],[33:4],
[33:20],[33:24],[33:37],[33:51],[33:53],[33:59],[34:6],[34:19],
[34:23],[35:6],[35:8],[35:10],[35:18],[38:22],[39:3],[39:6],
[39:23],[39:73],[40:5],[40:8],[40:34],[41:12],[41:28],[41:30],
[41:39],[42:15],[42:17],[42:23],[42:26],[43:35],[45:30],[45:35]
,[46:15],[46:20],[46:26],[47:2],[47:4],[48:4],[48:18],[48:25],
[48:29],[50:11],[57:9],[57:12],[57:16],[57:20],[58:5],[58:11],
[59:23],[60:12],[61:12],[64:9],[65:11],[65:12],[66:3],[66:8],
[73:20],[74:31],[98:5],[98:8]
========================================

آيا اين روابط ميتواند شانسي باشد و بر حسب اتفاق بوجود آمده باشد.خداي مهربان را سپاس كه با دلايل محكمش در قرآن كيد ساحران و كتب حديث را باطل ميكند.مطمئنا كساني كه به خاطر دلبستگيهاي فرقه اي بر عليه معجزه قرآن قد علم ميكنند طعم كفران نعمت و آيت خدا را خواهند چشيد.

Saturday، November 19، 2005

قاف

حرف مقطعه قاف نوزدهمين حرف در سيستم ابجد است و در اوايل دو سوره 42 و 50 آمده است.اين حرف نقش عجيبي را در قرآن ايفا ميكند.

[42:2] ع. س. ق.
[50:1] ق والقرءان المجيد

حالا خواص مربوط به قاف را بررسي ميكنيم:

1- در سوره 50 تعداد حرف قاف 57 (19*3) است.

2- در سوره 42 هم تعداد حرف قاف 57 (19*3) است.

3- حالا كل سوره هايي را در نظر بگيريد كه شماره سوره فاكتوري از 19 است در اين حالت 6 سوره داريم : 19,38,57,76,95,114
جالب است كه تعداد قاف در اين شش سوره مساوي 228 (19*12) است

4- حالا در تمام قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيه در آن 19 است مثل 2:19 و 3:19 و 4:19 و ....
جالب است كه در اين حالت 76 (19*4) حرف قاف داريم.

5- حال در تمام قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيه 19 و يا فاكتوري از نوزده باشد مثل 2:19 و 2:38 و 2:57 و ....
جالب است كه در اين حالت 323‌ (19*17) حرف قاف داريم.

6- حال در تمام قرآن كل آياتي را در نطر بگيريد كه شماره آيه به اضافه شماره سوره فاكتوري از 19 است مثل : 20:75 كه 20+75=95=19*5
جالب است كه در اين حالت 228 (19*12) حرف قاف داريم.

7- ميدانيم كه كلا 29 سوره مقطعه دار وجود دارد. حال تعداد آياتي كه در اين سوره ها يك حرف قاف دارند را در نظر بگيريد در اين حالت 1824 (19*96) حرف قاف داريم.

8- همانطور كه ميدانيم حرف مقطعه قاف در اوايل سوره هاي 42 و 50 ذكر شده است.


[42:1] حم
[42:2] ع. س. ق.
[50:1] ق والقرءان المجيد

با اين وصف حروف گروه قاف عبارت است از : ح م ع س ق
حال در تمام قرآن آياتي را در نظر بگيريد كه همه حرفهاي گروه قاف را دارند در اين آيه ها 2432‌ (19*128) حرف قاف داريم.

9- در 29 سوره مقطعه دار آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيه فاكتوري از 19 است و داراي تمام حروف گروه قاف هستند در اين حالت 57 (19*3) حرف قاف داريم.

10- اينبار در 29 سوره مقطعه دار سوره هايي را در نظر بگيريد كه شماره سوره فاكتوري از 19 است و داراي تمام حروف گروه قاف هستند در اين حالت 38 (19*2) حرف قاف داريم.

11- همانطور كه ميدانيم حرف مقطعه قاف در اوايل سوره هاي 42 و 50 ذكر شده است حال كل آيات از اول سوره 42 تا آخر سوره 50 را در نظر بگيريد. در اين حالت 114 (19*6) آيه وجود دارد كه فقط يك حرف قاف دارند.

12- همه ميدانيم كه قرآن 114 سوره است چون 114 زوج است پس نميتوان سوره وسطي قرآن را مشخص كرد در اين حالت دو سوره وسطي قرآن معنا دارد. سوره هاي 57 و 58 سوره هاي وسطي قرآن هستند.
خيلي جالب است كه در اين دو سوره وسطي 76 (19*4) حرف قاف داريم.

13- حال آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيه فاكتوري از 19 است و داراي فقط يك كلمه الله هستند در اين حالت 76 (19*4) حرف قاف داريم.

آيا هيچ وجداني بيداري ميتواند اين روابط را به شانس نسبت دهد !!!؟
آيا اين روابط از نظر عقل سليم ميتواند شانسي باشد؟!!!
با اين وصف ميتوان نتيجه گرفت كه كتاب خدا قرآن كاملترين كتاب و دقيقترين كتاب موجود است و سيستم رياضي فوق بشري آن از عهده بشر خارج است.


بكه

يكي از كلماتي كه خيلي عجيب در قرآن ذكر شده است كلمه "بكه" است.

[3:96] ان اول بيت وضع للناس للذي ببكة مباركا وهدى للعلمين

سوالي كه پيش ميايد اين است كه چرا خداي توانا به جاي مكه از بكه استفاده كرده است. در طول 1400 سال خيالبافيهاي زيادي براي اين مورد انجام گرفته است اما معجزه 19 مشخص كرد كه چرا به اين صورت استفاده شده است.حرف "ب" و حرف "م" از جمله تنها حروفي هستند كه لبهاي ما در حين تلفظ يكديگر را لمس ميكنند. به همين خاطر خداي مهربان از حرف ب بجاي ميم استفاده كرده است.

1- در آيه اي ديگر از اين كلمه به صورت مكه استفاده شده است:

[48:24] وهو الذي كف ايديهم عنكم وايديكم عنهم ببطن مكة من بعد ان اظفركم عليهم وكان الله بما تعملون بصيرا

جالب است كه مجموع شماره و شماره سوره اين دو آيه بر 19 بخش پذير است:

3+96+48+24=171 (19*9)!!

2- اگر به آيه زير نگاه كنيم در كلمه " ببكة " دو تا حرف "ب" بغل هم داريم يعني : "بب"

[3:96] ان اول بيت وضع للناس للذي ببكة مباركا وهدى للعلمين

حال بياييد كل مواردي را در نظر بگيريم كه در آن دو حرف "ب" و يا دو حرف "م" بغل هم آمده باشد (با فاصله و بيفاصله)

الف : تعداد دبلميم (مم) 209 است.

مثل : [2:23] وان كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءكم من دون الله ان كنتم صدقين

ب- تعداد دبلميم با فاصله (م م) 1021 است.

مثل : [2:10] في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب اليم بما كانوا يكذبون

ج- تعداد دبلباء (بب) 64 است.

مثل : [2:73] فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحي الله الموتى ويريكم ءايته لعلكم تعقلون

د- تعداد دبلباء با فاصله (ب ب) 74 است.

مثل: [2:175] اولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى والعذاب بالمغفرة فما اصبرهم على النار

حال اين چهار مورد را با هم جمع كنيم داريم :

209+1021+64+74=1368(19*72)

آيا اين ميتواند تصادفي باشد؟!!

3- آيه 3:96 كه كلمه بكه در آن استفاده شده است با الف شروع ميشود و با نون خاتمه ميابد. حال كل آياتي را در نظر بگيريد كه با حرف الف شروع و با نون خاتمه ميابند جالب است كه در اين آيات 2698 (19*142) حرف ميم داريم.و اين دقيقا تعداد كل كلمات الله در كل قرآن است.براي جزئيات اين آيات به لينك زير مراجعه شود :

http://godisone.6te.net/mim.zip

4- آيه اي كه كلمه بكه در آن ذكر شده است در سوره 3 آمده است جالب است كه اين سوره داراي 1824 (19*96) حرف "ب" و حرف "م" است.

5- حرف "ب" و "م" ارتباط نزديكي با هم دارند به همبن خاطر خداي مهربان در كلمه بكه بجاي ميم از ب استفاده كرده است. حال بياييد 19 آيه اولي براي كل سوره ها را در نظر بگيريد در اين آيه ها 9405 (19*495) حرف ب و ميم داريم.

اين خود نشان ميدهد كه چرا خداي مهربان به جاي مكه از بكه استفاده كرده است زيرا كه ميخواهد توجه مارا به سيستم فوق بشري قرآن جلب كند. و اين خود ثابت ميكند كه قرآن از طريق الهي حفاظت شده است و تنها كتابي است كه ميتوان به آن اعتماد كرد.




Thursday، November 17، 2005

شصت و شش آيه اولي

مقدار ابجد كلمه الله 66 (1+30+30+5) است. حال بياييد 66 آيه از اول قرآن را در نظر بگيريم. در اين حالت آيه 59 سوره بقره 66مين آيه قرآن است. جالب است كه در اين 66 آيه 19 كلمه الله وجود دارد.آيا اين تصادفي است؟!!

بزرگترين و كوچكترين ايه

بزرگترين و كوچكتريم آيه قرآن را در نطر بگيريم. همانطور كه ميدانيم بزرگترين آيه قرآن 2:282 است كه داراي 549 حرف است و همچنين كوچكترين آيه قرآن 36:1 است كه شامل 2 حرف است.حال تعداد حروف بزرگترين آيه و كوچكترين آيه قرآن را باهم جمع ميكنيم :
549+2=551
551=19*29
نوزده كه مضرب مشترك قرآن است و 29 هم تعداد حروف عربي است كه قرآن از آن حروف تشكيل شده است.آيا اين تصادفي است؟!!

يس

حرف مقطعه "يس" كه در اول سوره 36 نقل شده است نقش مهمي را در قرآن ايفا ميكند و خود مقاله مفصلي ميخواهد.

1- مثلا تعداد حرف "ي" و "س" در سوره 36 كه با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود 285 است.يعني 19*15.

2-اولين سوره اي كه بر پيامبر محمد نازل شد سوره 96 بود جالب است كه تعداد حروف "يس" در اين سوره 38 است. يعني 19*2.

3-در اكثر آيات قرآني تعداد حرف "ي" از تعداد حرف "س" بيشتر است اما بياييد اينبار آياتي را در نظر بگيريم كه تعداد حرف "س" از تعداد حرف "ي" در آنان بيشتر باشد. جالب است كه در اين حالت 133 آيه داريم . يعني 19*7.

آن 133 آيه:
====================================
[2:13],[2:22],[2:116],[2:131],[2:134],[2:141],[3:61],
[3:174],[4:22],[4:64],[4:79],[6:10],[7:6],[7:23],[7:34],
[7:75],[7:116],[9:80],[9:86],[10:21],[10:49],[10:77],
[10:80],[11:38],[12:77],[13:10],[14:32],[14:34],[14:47],
[14:51],[15:5],[15:18],[15:98],[17:7],[17:29],[17:36],
[17:61],[17:77],[17:83],[18:51],[18:88],[18:97],[20:8],
[20:70],[20:88],[20:129],[21:1],[21:12],[21:19],[21:32],
[21:41],[21:102],[23:12],[23:14],[23:43],[23:44],[23:67]
,[23:86],[25:11],[25:60],[26:182],[26:187],[27:46],
[32:8],[32:12],[32:18],[33:22],[33:29],[33:67],[34:30],
[37:26],[37:171],[37:177],[38:33],[38:39],[39:48],
[40:55],[40:57],[40:70],[40:71],[41:49],[43:21],[43:45],
[43:54],[43:61],[43:82],[43:89],[44:53],[45:22],[48:9],
[50:16],[50:40],[51:18],[51:25],[51:34],[52:44],[53:39],
[54:46],[55:33],[56:26],[56:74],[56:96],[59:19],[67:11],
[68:16],[69:32],[69:52],[70:1],[71:9],[71:15],[71:16],
[72:8],[72:14],[73:15],[74:26],[74:38],[74:42],[75:3],
[76:4],[76:21],[78:20],[79:28],[81:17],[83:26],[84:8],
[87:1],[91:7],[91:13],[92:10],[94:5],[94:6],[95:5],[103:2]
====================================

4- سوره 36 كه با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود را در نظر بگيريد اينبار بياييد در اين سوره كل آياتي را در نظر بگيريم كه هم "ي" دارند و هم "س" دارند.حال شماره اين آيات را باهم جمع كنيم در اين حالت داريم:

1+ 3+ 4+ 9+10+13+14+16+18+19+20+ 21+ 25+ 28+30+ 36+ 37+ 38+40+ 50+
51+ 52+ 54+ 58+ 61+ 65+ 66+ 67+ 68+ 75+76+77+ 78+ 81+ 83 =1444(19*76)!!



5- حال در كل قرآن تمام آياتي را در نظر بگيريد كه داراي "ي" و همچنين داراي "س" هستند و شماره آيه فاكتوري از 19 است مثل آيه 19 و 38 و 57 و 76 و ....

جالب است كه در اين حالت 152 آيه داريم و 152 يعني 19*8.

آن 152 آيه:
===================================

[2:19],[2:57],[2:114],[2:133],[2:171],[2:190],[2:228],
[2:247],[2:285],[3:19],[3:38],[3:114],[3:133],[3:152],
[3:171],[3:190],[4:19],[4:38],[4:57],[4:76],[4:95],
[4:114],[4:133],[4:152],[4:171],[5:19],[5:38],[5:76],
[5:95],[5:114],[6:57],[6:133],[6:152],[7:19],[7:38],
[7:57],[7:76],[7:95],[7:133],[7:152],[8:19],[8:38],
[9:19],[9:38],[9:95],[9:114],[10:19],[10:38],[10:57],
[10:76],[10:95],[11:19],[11:38],[11:57],[11:114],
[12:19],[12:38],[12:76],[13:38],[14:19],[14:38],[15:19],
[15:57],[15:76],[15:95],[16:19],[16:38],[16:57],[16:76],
[17:19],[17:38],[17:57],[17:76],[17:95],[18:19],[18:57],
[18:76],[19:19],[19:38],[20:19],[20:57],[20:95],[21:19],
[21:76],[22:19],[23:76],[24:38],[24:57],[25:19],[25:38],
[25:57],[25:76],[26:38],[26:95],[26:152],[27:19],
[27:38],[27:76],[28:19],[28:38],[28:76],[29:19],[29:38],
[29:57],[30:38],[30:57],[33:19],[33:38],[33:57],[34:19],
[34:38],[35:19],[35:38],[36:19],[36:38],[36:76],[37:114],
[37:133],[37:171],[38:57],[39:38],[40:38],[40:57],
[40:76],[41:38],[42:38],[43:19],[43:38],[44:19],[44:38],
[47:19],[47:38],[50:19],[50:38],[51:19],[51:38],[52:38],
[54:19],[55:76],[56:76],[57:19],[58:19],[59:19],[67:19],
[73:19],[74:38],[75:38],[76:19],[80:38],[81:19],[82:19],[87:19]
===================================

6- حال بياييد ببينيم در سوره هاي مقطعه دار چند آيه داريم كه داراي حرف "ي" و "س" هستند و همچنين شماره آيات آن هم فاكتوري از 19 است:
خيلي جالبتر اين است كه در اين حالت هم 76 آيه داريم.يعني 19*4.

آن 76 آيه :
====================================
[2:19],[2:57],[2:114],[2:133],[2:171],[2:190],[2:228],
[2:247],[2:285],[3:19],[3:38],[3:114],[3:133],[3:152],
[3:171],[3:190],[7:19],[7:38],[7:57],[7:76],[7:95],[7:133],
[7:152],[10:19],[10:38],[10:57],[10:76],[10:95],[11:19],
[11:38],[11:57],[11:114],[12:19],[12:38],[12:76],[13:38],
[14:19],[14:38],[15:19],[15:57],[15:76],[15:95],[19:19],
[19:38],[20:19],[20:57],[20:95],[26:38],[26:95],[26:152],
[27:19],[27:38],[27:76],[28:19],[28:38],[28:76],[29:19],
[29:38],[29:57],[30:38],[30:57],[36:19],[36:38],[36:76],
[38:57],[40:38],[40:57],[40:76],[41:38],[42:38],[43:19],
[43:38],[44:19],[44:38],[50:19],[50:38]
====================================


مگر ممكن است كه اينها همه اش شانسي باشد!!!

موسي و هرون

قرآن پر است از داستانهاي گذشتگان و پيامبران. كتاب مقدس داراي تركيبات عددي از عدد 7 است كه نشان دهنده آن است كه قرآن تصديق كننده آن كتابهاست. براي اينكه ايمان بياوريد كه خدا واقعا خارق العاده قرآن را طراحي نموده است بياييد به يكي از تركيبات بپردازيم:

آيه زير را در نظر بگيريد:

[10:75] ثم بعثنا من بعدهم موسى وهرون الى فرعون وملايه بءايتنا فاستكبروا وكانوا قوما مجرمين

همانطور كه ميبينيد تركيب "موسي و هرون" استفاده شده است. جالب است كه در هفت آايه دقيقا تركيب "موسي و هرون" استفاده شده است.

آن هفت مورد:

[10:75],[21:48],[26:48],[37:114],[37:120],[6:84],[7:122]

اما در يك آيه ديگر به جاي "موسي و هرون" از "هرون و موسي" استفاده شده است و اين فقط به خاطر رعايت كردن تركيبات هفت تايي است. اين ما را به ياد كتاب مقدس كه بر موسي و هرون نازل شده است مي اندازد و در واقع كتاب قرآن تصديق كننده كتابهاي پيشين است.

آن آيه :20:70

[20:70] فالقي السحرة سجدا قالوا ءامنا برب هرون وموسى

Wednesday، November 16، 2005

الياسين

يكي از كلماتي كه به طور عجيبي ذكر شده است كلمه الياسين است.

[37:130] سلم على ال ياسين

اين كلمه به جاي كلمه الياس (نام يكي از پيامبران خدا )به كار رفته است و سالها فكر مفسرين را به خود مشغول كرده بود كه چرا خدا به جاي الياسين از خود الياس استفاده نكرده است و شكل كلمه را به اين صورت عوض كرده است؟

اما در قرن كامپيوتر همه چيز مشخص شد . همانطور كه ميدانيم سوره 36 با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود و جالب است كه تعداد "ي" و "س" در سوره 36 مساوي 285 است يعني 19*15.


1- آيه 37:130 با حرف "س" شروع ميشود و با "ن" خاتمه ميابد. حال در كل قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه با حرف "س" شروع و به "ن" خاتمه يابند. جالب است كه در اين حالت 19 آيه داريم. واقعا همه ستايشها مخصوص خداي يكتاست. در اينجا ديگر آدم مطمئن ميشود كه اين كتاب ساخت خداي متعال است و از قدرت بشر خارج است.

آن 19 آيه:
===========================
[3:151],[5:42],[6:148],[7:146],[7:177],[9:95],[23:85],[23:87],
[23:89],[24:1],[36:36],[37:79],[37:120],[37:130],[37:159],
[37:180],[43:82],[55:31],[63:6]
===========================

2- با توجه به اينكه حروف مقطعه "يس" نقش مهمي در قرآن دارد. آيه 37:130 داراي سه حرف "ي" و دو حرف "س" است.حال آياتي را حساب كنيم كه داراي سه حرف "ي" و دو حرف "س" باشند:
خيلي جالب است در اين حالت دقيقا 114 آيه داريم. يعني 19*6.

ليست آن 114 آيه:
===========================
[2:65],[2:112],[2:119],[2:199],[2:223],[2:280],[3:12],
[3:162],[4:4],[4:5],[4:130],[4:148],[6:5],[6:43],[6:44],
[6:62],[7:42],[7:56],[7:96],[7:133],[7:168],[7:177],
[7:192],[8:59],[8:61],[9:41],[9:50],[9:54],[9:112],[9:125],
[10:30],[10:38],[10:42],[11:21],[11:77],[11:82],[12:29],
[12:34],[12:73],[15:11],[15:32],[15:74],[15:85],[16:1],
[16:10],[16:62],[16:88],[17:100],[18:6],[18:25],[19:51],
[19:54],[20:21],[20:36],[20:57],[20:134],[21:3],[21:23],
[21:43],[21:85],[21:101],[22:47],[23:62],[23:110],[25:33],
[25:37],[26:6],[26:156],[27:5],[27:17],[27:72],[28:55],
[29:2],[29:34],[30:53],[31:25],[32:7],[32:9],[32:14],[32:27],
[33:62],[33:72],[34:11],[34:34],[36:14],[36:67],[37:130],
[38:10],[38:48],[40:64],[41:33],[43:19],[43:37],[43:85],
[46:3],[47:22],[48:13],[51:47],[53:40],[55:39],[57:1],[63:1],
[63:2],[67:16],[72:13],[72:16],[72:23],[76:2],[76:17],
[76:26],[77:27],[79:35],[83:2],[87:8]
===========================

3- جالب است كه اسم پيامبر الياس در كل قرآن در سه آيه ذكر شده است.
آن سه آيه :6:85 , 37:123 , 37:130

حال شماره آيات و شماره سوره هاي اين سه مورد را با هم جمع ميكنيم پس داريم:
6+85+37+123+37+130 =418 (19*22)

الله اكبر !!!

در اينجا نتيجه ميگيريم كه خداي مهربان عمدا بعضي كلمات را در قرآن عجيب به كار برده است تا كه توجه ما را به رابطه رياضي آن جلب كند. سپاس براي خداي يكتا و مهربان كه قرآن اعجاب انگيز را براي ما باقي گذاشته است. مطمئنا در قرن كامپيوتر حرفي براي گفتن نميماند زيرا اگر تمام كامپيوترهاي دنيا را هم استخدام كنيد خلق چنين روابطي غير ممكن است.


يك نون و يك الله

حال آياتي را در نظر بگيريد كه حاوي يك حرف "ن" و يك كلمه "الله" هستند.
در اين حالت 95 آيه داريم. 95 يعني 19*5

آن 95 آيه:
================================
[1:1],[1:2],[2:202],[2:205],[2:206],[3:5],[3:18],[3:34],
[3:51],[3:74],[3:132],[3:182],[5:96],[5:100],[5:120],[6:3],
[6:62],[6:149],[7:140],[7:190],[8:23],[8:51],[8:68],[9:39],
[10:25],[10:58],[10:64],[10:82],[10:109],[11:41],[11:123],
[12:19],[12:92],[12:95],[13:15],[13:39],[14:39],[15:69],
[17:92],[18:1],[18:38],[18:44],[19:36],[20:8],[20:61],
[20:98],[22:10],[22:76],[24:14],[26:89],[26:108],[26:110],
[26:126],[26:131],[26:144],[26:150],[26:163],[26:179],
[28:70],[28:88],[30:11],[31:9],[33:27],[37:40],[37:74],
[37:96],[37:126],[37:128],[37:160],[37:182],[39:14],
[39:44],[40:4],[40:45],[42:19],[43:64],[45:8],[45:27],
[45:36],[47:21],[48:9],[59:22],[59:24],[70:3],[71:13],
[76:11],[79:25],[84:23],[85:20],[87:7],[95:8],[96:14],
[98:2],[104:6],[110:1]
================================

Monday، November 14، 2005

تعداد الله و تعداد نون


تعداد كلمات الله و حرف "ن"را در نظر بگيريد اينبار بياييد حساب كنيد ببينيم چند آيه تعداد الله و تعداد "ن" در آنها با هم برابر است. در اين مورد دقيقا 133 (19*7) آيه داريم.

مثل آيه 4:100 كه چهار نون و چهار الله دارد.

[4:100] ومن يهاجر في سبيل الله يجد في الارض مرغما كثيرا وسعة ومن يخرج من بيته مهاجرا الى
الله ورسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله وكان الله غفورا رحيما

ليست آن 133 آيه كه تعداد الله هاي آن برابر با تعداد "ن" است.
==================
[1:1],[1:2],[2:202],[2:205],[2:206],[2:225],[2:251],[2:268],[3:5],
[3:18],[3:34],[3:51],[3:74],[3:98],[3:108],[3:129],[3:132],[3:163],
[3:182],[4:39],[4:100],[4:106],[4:110],[5:38],[5:74],[5:96],[5:97],
[5:98],[5:100],[5:120],[6:3],[6:62],[6:149],[7:140],[7:190],[8:13],
[8:23],[8:51],[8:68],[8:69],[9:27],[9:39],[9:97],[9:106],[10:25],
[10:58],[10:64],[10:82],[10:109],[11:41],[11:123],[12:19],[12:92],
[12:95],[13:15],[13:39],[14:39],[14:51],[15:69],[17:92],[18:1],
[18:38],[18:44],[19:36],[20:8],[20:61],[20:98],[22:10],[22:76],
[24:14],[24:52],[26:89],[26:108],[26:110],[26:126],[26:131],
[26:144],[26:150],[26:163],[26:179],[27:59],[28:70],[28:88],
[30:11],[31:9],[31:22],[31:26],[33:27],[37:40],[37:74],[37:96],
[37:126],[37:128],[37:160],[37:182],[39:4],[39:14],[39:44],[40:4],
[40:44],[40:45],[42:10],[42:19],[42:24],[43:64],[45:8],[45:27],
[45:36],[47:21],[48:7],[48:9],[49:8],[49:18],[52:43],[59:4],[59:22],
[59:24],[64:13],[64:17],[65:3],[65:10],[70:3],[71:13],[76:11],[79:25],
[84:23],[85:20],[87:7],[95:8],[96:14],[98:2],[104:6],[110:1]

جالب است كه آيه 9:129 داراي يك نون و يك الله است و اگر اين آيه را جزو آيات قرآن به حساب آوريم در آن صورت آياتي كه تعداد نون و الله در آن برابرند مساوي 134 خواهد شد و بر 19 بخش پذير نخواهد بود.

حديث 9:129 :
فان تولوا فقل حسبي الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم

آيا باز هم ميگوييد قرآن خرافات است؟!!!

نوزده آيه اولي و آخري

حرف "ن" يكي از حروف مقطعه مهم است كه در آيه 68:1 ذكر شده است. جالب است كه خداي مهربان بعد از حرف "ن" به قلم اشاره ميكند و اين خود نشان ميدهد كه حرف نون نوشتار و رسم الخط قرآن را تاييد ميكند و به جمع آوري قرآن اشاره دارد. حالا بياييد 19 آيه اولي قرآن را در نظر بگيريم و همچنين نوزده آيه آخري را .

1- در نوزده آيه اولي (1:1 تا 2:12) 57 عدد حرف "ن" داريم.57 يعني 3*19

2- در نوزده آيه آخري (114:6 تا 111:2) 19 حرف "ن" داريم.

اين نشانه اي ديگر از طراحي رياضي قرآن.

Sunday، November 13، 2005

21:88

همانطور كه در پستهاي قبلي گفتيم حرف "ن" نقش مهمي را در متن قرآن ايفا ميكند به همين خاطر خداي مهربان در 68:1 بعد از نون به قلم اشاره ميكند و اين خود نشاندهنده اين است كه حرف نون به جمع آوري قرآن ارتباط دارد.

در ضمن ميدانيم كه رابطه هاي زير موجود است.

1- تعداد حرف "ن" در سوره 68 برابر با 133 است و 133 يعني 19*7.
2- به تعداد 133 آيه وجود دارد كه با سه حرف "نون" خاتمه ميابند.
3- به تعداد133 آيه وجود دارد كه در آن دو تا "ن" بغل هم قرار دارد.
4- به تعداد 361 مورد يافت ميشود كه در آن دو تا "ن" بغل هم (با فاصله و بي فاصله) وجود دارد.
و 361=19*19 است.
و ....

حالا خوب به آيه 21:88 توجه كنيد :

http://www.submission.org/efarsi/arabic/Surat21_files/21_88.gif

همانطور كه ميبينيد با كمال تعجب كلمه ننجي با يك حرف "ن" نوشته شده است و حرف ديگر بالاي كلمه قرار گرفته است. و اگر اينطور نبود كليه روابط بالا به هم ميخورد.اين خود به تنهايي براي اثبات الهي بودن رسم الخط قرآن كافي است.

جالب است كه اين آيه 38(19*2) حرف دارد و مقدار ابجد آن هم 2983 (19*157) است و اين خود نشانه اي ديگر در مورد عجيب بودن اين آيه است.

آيا در الهي بودن رسم الخط قرآن شكي باقي مانده است!!!

كتب قبلي

كتاب قرآن تصديق كننده كتابهاي پيشين است. ما موظفيم به كتب آسماني ديگر هم ايمان بياوريم و اين را خداي توانا از ما خواسته است. هرچند كه كتابهاي پيشين به مقدار زيادي تحريف شده است اما هنوز براي غير مقلدين سرتاسر آن پر از يكتاپرستي است. در ادامه اين موارد را عرض خواهم كرد.

به عنوان مثال يك نوع ارتباط بين قرآن و كتاب مقدس را عرض خواهم كرد.

همانطور كه ميدانيم عدد 7 يكي از اعداد مهم در كتب پيشين است. در اين زمينه به مطالعه مطالب دكتر پنين مراجعه كنيد كه تمام عمر خود را روي كتاب مقدس صرف كرده است:

http://www.wordworx.co.nz/panin.html

يكي از جملاتي كه همه كودكان مسيحي از اوايل كودكي مكرر شنيده اند جمله زير است:

"In the begining God created the heaven and the earth" (Gen 1:1),

و در آغاز خدا آسمانها و زمين را آفريد.

جالب است كه تركيبات آسمان و زمين در جاي جاي كتاب مقدس مضرب 7 است.حالا بياييد تركيبات آسمان و زمين را در قرآن نگاه كنيم و ببينيم كتاب مقدس چه ارتباطي با كتاب مقدس دارد.
1- جالب است كه دقيقا به تعداد 133 مورد عبارات "السموت و الارض" در قرآن يافت ميشود: مثل آيه 21:56 كه اين تركيب را داراست.و همه ميدانيم كه 133 يعني 19*7
[21:56] قال بل ربكم رب السموت والارض الذي فطرهن وانا على ذلكم من الشهدين

لينك آن 133 آيه :
https://www.sharemation.com/asadh/sama.htm?uniq=-brsele

ليست آن 133 آيه :
=======================
[2:33] ,[2:107] ,[2:116] ,[2:117] ,[2:164] ,[2:255] ,[3:83] ,[3:133] ,
[3:180] ,[3:189] ,[3:190] ,[3:191] ,[4:170] ,[5:17] ,[5:18] ,[5:40] ,
[5:120] ,[6:1] ,[6:12] ,[6:14] ,[6:73] ,[6:75] ,[6:79] ,[6:101] ,[7:54],
[7:158] ,[7:185] ,[7:187] ,[9:36] ,[9:116] ,[10:3] ,[10:6] ,[10:55] ,
[10:101] ,[11:7] ,[11:107] ,[11:108] ,[11:123] ,[12:101] ,[12:105] ,
[13:15] ,[13:16] ,[14:10] ,[14:19] ,[14:32] ,[15:85] ,[16:3] ,[16:52] ,
[16:73] ,[16:77] ,[17:55] ,[17:99] ,[17:102] ,[18:14] ,[18:26] ,
[18:51] ,[19:65] ,[19:93] ,[21:19] ,[21:30] ,[21:56] ,[23:71] ,
[24:35] ,[24:41] ,[24:42] ,[24:64] ,[25:2] ,[25:6] ,[25:59] ,[26:24] ,
[27:25] ,[27:60] ,[27:65] ,[29:44] ,[29:52] ,[29:61] ,[30:8] ,[30:18] ,
[30:22] ,[30:26] ,[30:27] ,[31:25] ,[31:26] ,[32:4] ,[33:72] ,[34:24] ,
[35:1] ,[35:38] ,[35:41] ,[36:81] ,[37:5] ,[38:10] ,[38:66] ,[39:5] ,
[39:38] ,[39:44] ,[39:46] ,[39:63] ,[40:57] ,[42:11] ,[42:12] ,[42:29] ,
[42:49] ,[43:9] ,[43:82] ,[43:85] ,[44:7] ,[44:38] ,[45:3] ,[45:22] ,
[45:27] ,[45:37] ,[46:3] ,[46:33] ,[48:4] ,[48:7] ,[48:14] ,[49:18] ,
[50:38] ,[52:36] ,[55:29] ,[55:33] ,[57:1] ,[57:2] ,[57:4] ,[57:5] ,
[57:10] ,[59:24] ,[63:7] ,[64:3] ,[64:4] ,[78:37] ,[85:9] ,
==============================

جالب است كه در كل قرآن دو آيه وجود دارد كه به جاي "السموت و الارض" از " الارض والسموت " استفاده شده است. و اين خود حكمت اين را نشان ميدهد كه چرا در اين دو آيه به جاي "السموت و الارض" از " الارض والسموت" استفاده شده است.و اين در حالي است كه اگر دو تركيب بالا هم مثل "السموت و الارض" ذكر ميشد در آن صورت تعداد 135 مورد ميشد و بر 19 و 7 بخش پذير نميشد.
آيا شكي در آسماني بودن قرآن برجاي مانده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آن دو آيه :14:48 و 20:4


2- حالا بياييد به ارتباط آسمانها و زمين و خدا بپردازيم:
جالب است كه در كل قرآن 183 آيه وجود دارد كه عبارت "السموت" در آن موجود است و همچنين 425 ايه وجود دارد كه عبارت "الارض" در آن موجود است.
حالا اين دو عدد را با هم جمع ميكنيم:
183+425=608=19*32 !!

جالب است كه آن 183 آيه كه عبارت "السموت" را دارند داراي 183 كلمه الله است و همچنين آن 425 آيه كه عبارت "الارض" را دارند داراي 330 كلمه الله است.حالا جمع كل كلمات خدا :

183+330=513=19*27 !!

آيا اينها فقط خرافات و تصادف است!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

2- حال تصور كنيد خداي مهربان از 7 آسمان حرف زده است پس بياييد نگاه كنيم ببينيم در چند آيه خداي مهربان به هفت آسمان اشاره كرده است جالب است كه خداي توانا دقيقا در هفت آيه به هفت آسمان اشاره كرده است و آن هفت آيه :
[2:29],[17:44],[23:86],[41:12],[65:12],[67:3],[71:15]

آيا اينها همه تصادف است !!!!!
آيا اينها همه از شدت ترس بوجود آمده است!!!!!!!
خداي مهربان را سپاس كه ما را بدون رهنما نگذاشته است و قرآن سرتاسر پر از معجزه را براي ما باقي گذاشته است.

حالا شما بفرمائيد كه قرآن را محمد ساخته است و از فلان بن پلان فرا گرفته است!!!
حالا شما بفرمائيد موسي وجود خارجي نداشته است!!!!!!

ب و ميم

سوره فاتحه سوره اي است كه ما در نماز روزانه تكرار ميكنيم. همانطور ميدانيم كه لبهاي ما تنها در دو حرف "ب" و "م" يكديگر را لمس ميكنند. جالب است كه سوره فاتحه داراي 19 حرف "ب" و "م" است.


[1:1] بسم الله الرحمن الرحيم
[1:2] الحمد لله رب العلمين
[1:3] الرحمن الرحيم
[1:4] ملك يوم الدين
[1:5] إياك نعبد وإياك نستعين
[1:6] اهدنا الصرط المستقيم
[1:7] صرط الذين أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم ولا الضالين

جالب است بدانيد كه در كل قرآن فقط 38 آيه وجود دارد كه مجموع تعداد "ب" و "م" آن مساوي 19 است و همانطور كه ميدانيم 38 يعني 19*2

مثل آيه 12:37,

[12:37] قال لا ياتيكما طعام ترزقانه الا نباتكما بتاويله قبل ان ياتيكما ذلكما مما علمني ربي اني تركت ملة قوم لا يؤمنون بالله وهم بالاءخرة هم كفرون

ليست آن 38 آيه :
======================
[2:26],[2:87],[2:126],[2:140],[2:248],[2:267],[5:2],[5:49],[5:66],[6:119]
[7:37],[9:101],[10:22],[10:23],[10:61],[10:71],[12:37],[12:80],[12:100],[14:6]
[14:10],[16:106],[17:97],[18:82],[19:58],[24:35],[24:62],[30:28],[33:5],[35:40]
[39:6],[40:7],[40:34],[45:17],[46:20],[52:21],[57:4],[58:8]
======================

آيا اين تصادفي است؟
آيا كتاب ساخت بشر چنين خاصيتي را داراست؟!

الله

جالب است بدانيم كه قرآن كتابي است كه سراسر آن پر از روابط محكم رياضي است.همانطور كه خداي مهربان اعلام ميدارد بالاي آن 19 است.

[74:30] عليها تسعة عشر

[74:30] که سرتاسر آن نوزده است.*

[74:31] وما جعلنا اصحب النار الا ملئكة وما جعلنا عدتهم الا فتنة للذين كفروا ليستيقن الذين اوتوا الكتب ويزداد الذين ءامنوا ايمنا ولا يرتاب الذين اوتوا الكتب والمؤمنون وليقول الذين في قلوبهم مرض والكفرون ماذا اراد الله بهذا مثلا كذلك يضل الله من يشاء ويهدي من يشاء وما يعلم جنود ربك الا هو وما هي الا ذكرى للبشر

[74:31] ما فرشتگان را نگهبانان دوزخ قرار داديم، و عدد آنها (19) را تعيين كرديم تا (1) كافران را مضطرب كند، (2) مسيحيان و يهوديان را متقاعد سازد (كه اين كتابي است الهي)، (3) ايمان معتقدان را محكم نمايد، (4) هرگونه شكي را از دل مسيحيان و يهوديان و نيز مؤمنان بردارد و (5) كساني كه در قلبشان شك و ترديد راه مي دهند و نيز كافران را برملا سازد؛ آنها خواهند گفت: "منظور خدا از اين مثال چه بود؟" خدا بدين ترتيب هر كه را بخواهد، گمراه مي كند و هر كه را بخواهد، هدايت مي نمايد. هيچ كس جز او سربازان پروردگارت را نمي داند. اين تذكري است براي مردم.

حالا بياييد ببينيم كه كلمه الله در قرآن چه خواصي دارد.
1- جالب است بدانيم كه تعداد كلمات الله در كل قرآن 2698 است و اين خود يعني 19*142.

2- حالا بياييد آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيات فاكتوري از نوزده است مثل آيه 19 و 38 و 57 و ...
خيلي جالب است كه تعداد كلمات الله در اين آيات 133 است و همه ميدانيم كه 133 مضربي از 19 است يعني 19*7.

آن 133 كلمه الله در آيات زير است:
======================
[2:19],[2:76],[2:95],[2:114],[2:190],[2:209],[2:228],[2:247],[2:266],[2:285],[3:19]
,[3:57],[3:76],[3:95],[3:114],[3:152],[3:171],[4:19],[4:38],[4:76],[4:95],[4:114]
,[4:133],[4:152],[4:171],[5:19],[5:38],[5:57],[5:76],[5:95],[6:19],[6:57],[6:95]
,[6:114],[6:152],[7:190],[8:19],[9:19],[9:38],[9:95],[9:114],[10:38],[10:95],[11:19]
,[12:19],[12:38],[12:76],[12:95],[13:38],[14:19],[14:38],[16:19],[16:38],[16:57]
,[16:76],[16:95],[16:114],[18:38],[19:76],[20:114],[21:57],[22:38],[22:76],[23:38]
,[24:19],[24:38],[28:76],[29:19],[30:38],[33:19],[33:38],[33:57],[35:38],[37:152]
,[39:38],[39:57],[41:19],[42:19],[44:19],[45:19],[47:19],[47:38],[48:19],[57:19]
,[58:19],[59:19],[71:19],[72:19],[82:19]
======================

3- حالا آياتي را تصور كنيد كه با كلمه الله شروع ميشوند در اين حالت تعداد آيات 38 تاست و 38 يعني 19*2.

آياتي كه با كلمه الله شروع ميشوند:
==================
[2:15], [2:255], [2:257], [2:284], [3:2], [4:87], [5:120], [13:2], [13:8], [13:26]
, [14:2], [14:32], [20:8], [22:69], [22:75], [24:35], [27:26], [29:62], [30:11],
[30:40], [30:48], [30:54], [31:26], [32:4], [37:126], [39:23], [39:42], [39:62],
[40:61], [40:64], [40:79], [42:17], [42:19], [42:49], [45:12], [64:13], [65:12], [112:2]
==================


آيا هيچ آدم عاقلي ميتواند بگويد اين روابط تصادفي است!!!!؟؟؟؟؟





!!!عددسازي

واقعيت اين است كه 19 ناقه زمان ماست و براي افشا كردن نيات دروني تمام فرقه ها كه خود را منسوب به پيامبران كرده اند خلق شده است. مسيحيان كه خود را منسوب به پيامبر عيسي كرده اند و اين در حالي است كه از تعليمات پيامبر عيسي بسيار بدورند و همچنين مسلمانان خود را منسوب به پيامبر محمد ميكنند اما در واقعيت بسيار از تعليمات او بدورند و در بيشتر موارد هيچگونه ارتباطي با پيامبر محمد ندارند بلكه فقط او را بت خود قرار داده اند.بعد از مدتي كه نظريه 19 در ميان مسيحيان و در غرب جهان گسترش پيدا كرد عده اي از مسلمانان و نژاد گراها شروع به تهمت پراكني عليه رشاد خليفه كردند و او را متهم به عدد سازي كردند .

حالا من توجه شما را به نكات زير جلب ميكنم تا ببينيد كه نظم عجيبي در قرآن برقرار است. شما يك لحظه فكرت را آزاد كن و به رابطه زير توجه كنيد.

1:

حروف مقطعه حروفي هستند كه در اوايل 29 سوره قرآن آمده است و تعداد آن حروف 14 است.

اين حروف عبارتند از : ( ا – ل – م – ص – ر – ك – ح – ي – ع – ط – س – ه – ق – ن )

اما نكته اي كه جالب است اين است كه دقيقا تعداد 114 آيه در كل قرآن يافت ميشود كه كل 14 حرف مقطعه در آنان موجود است!!!!!.همچنين ميدانيم كه 114=19*6 است.

ليست آن 114 آيه به شرح زير است:
=================================
[2:19][2:61][2:140][2:187][2:213][2:217][2:220][2:228][2:237][2:260][2:275][2:282]
[2:285][2:286][3:93][3:120][3:154][4:4][4:34][4:43][4:46][4:47][4:69][4:90][4:92]
[4:102][4:129][5:2][5:3][5:5][5:6][5:13][5:33][5:53][5:75][5:89][5:95][5:96][5:110]
[6:71][6:119][6:139][6:151][6:152][7:131][7:160][7:168][8:1][9:29][9:34][9:42][9:71]
[9:121][10:4][10:24][10:27][10:93][11:81][11:88][12:9][12:36][12:51][12:80][12:101]
[13:4][13:31][13:41][14:22][16:76][17:33][18:18][18:28][18:45][18:63][20:71][20:130]
[20:132][20:135][22:11][22:19][22:54][23:27][24:31][24:41][24:56][24:58][24:61]
[26:49][27:59][28:10][28:19][28:23][28:38][28:82][30:48][33:71][35:11][38:22][38:24]
[39:6][40:64][40:78][42:52][46:30][47:15][47:32][48:29][49:7][57:25][58:4][61:14]
[65:1][72:28][73:20]
=================================

شما خود ميتوانيد با رجوع به قرآن عربي آن را چك كنيد. به طور مثال آيه 2:19 شامل كليه حروف مقطعه است .

[2:19] أو كصيب من السماء فيه ظلمت ورعد وبرق يجعلون أصبعهم في ءاذانهم من الصوعق حذر الموت والله محيط بالكفرين

جالبتر اين است كه 114 تعداد سوره هاي قرآن هم هست و اين خود نظم فوق بشري توزيع اين حروف را نشان ميدهد.اين نميتواند تصادفي باشد زيرا كه 114 معرف 114 سوره است.

اولين آيه قرآن بسم الله است. اين جمله 19 حرف است و از 10 حرف بدون تكرار تشكيل شده است.
حروف بسم الله عبارتند از : ب – س – م – ا – ل – ه – ر – ح – ن – ي

همانطور كه ميدانيم كل قرآن از 114 سوره تشكيل شده است كه 112 بسم الله آن شماره گذاري نشده است و دو بسم الله آن شماره گذاري شده است (بسم الله سوره 1 و بسم الله در آيه 27:30).پس در كل 114 سوره 112 بسم الله وجود دارد كه شماره براي آن تعيين نشده است. همانطور كه ميدانيم در كل قرآن 114 ايه وجود دارد كه كل حروف مقطعه در آن موجود است. جالب است كه بدانيم در اين 114 آيه در تعداد 112 آيه آن كل حروف بسم الله هم موجود است. و اين خود نظم رياضي عجيبي را بيان ميدارد. كه اين 114 آيه خود شكل منظمي از كل قرآن را رسم ميكند.

آن دو آيه از 114 آيه كه شامل كليه حروف بسم الله نيست آيات 2:220 و 24:56 است.

خداي يكتا را سپاس براي كتاب مافوق بشريي كه براي ما فرستاده است. سوالي كه پيش ميايد اين است :
اگر قرآن داراي نظم خاصي نيست پس چرا 114 آيه وجود دارد كه تمام 14 حرف مقطعه در آنان موجود است؟
عده اي از مسلمانان براي مقابله با 19 اعلام داشتند كه آيات قرآن بعدا شماره گذاري شدند و از قبل شماره نداشتند و لذا معجزه 19 الكي است!
در جواب بايد گفت كه آيات قرآن شماره داشته است و به دستور خود پيامبر شمار گذاري شده است و در ضمن هيچ عقل سالمي رابطه هاي فوق را تصادفي نميداند.

يكي ديگر از بهانه هاي مسلمانان بر عليه نوزده اين بود كه گفتند رشاد خليفه عددسازي كرده است. گفتند كه مثلا رشاد خليفه تعداد حرف "ن" در سوره 68 را اشتباهي شمرده است و براي اينكه عدد بر 19 بخش پذير شود دست در قرآن برده و حرف "ن" را به "نون" تبديل كرده است !!!

حالا ما ميخواهيم ثابت كنيم كه حرف مقطعه "ن" در سوره 68 بايد به صورت "نون" نوشته شود و در اصل در نسخه اصلي قرآن هم اينجوري نوشته شده بود. براي درك بيشتر از معجزه رياضي قرآن بايد بدانيم كه قرآن بوسيله خود پيامبر محمد نوشته شد در كنار آن همزمان توسط كاتباني ديگر هم نوشته ميشد كتاب آن وقت مثل كتاب امروزي نبود كه كوچك و جمع وجور باشد.در حقيقت جمع آوري قرآن به معناي نوشتن قرآن بر روي كاغذ از حافظه حافظان نبود بلكه قرآن از همان اول نوشته شده بود . چيزي كه مشكل را بوجود آورده بود اين بود كه تعداد زيادي از حافظان به مناطقي ديگر رفته بودند و داشتند قرآن را با خط خود مينوشتند و اين خود با نسخه اصلي قرآن مطابقت نداشت زيرا در واقع خود رسم الخط قرآن هم از طرف خداست.مثلا بعضي از حافظان كلمه انسان را بدون الف (الانسن) و بعضي با الف (الانسان) مينوشتند. كميته جمع آوري قرآن به همين خاطر بود كه نسخه اي رسمي از خود نسخه پيامبر به تصويب برساند و جايگزين نسخه هاي غير اصلي كند و ديگر قرآنهايي كه زير نظر خود پيامبر نوشته نشده است نابود شود. تعداد اختلافاتي هم كه در طول تاريخ در مورد قرآن برجاي مانده است دليل آن اين است كه بعضي از كاتبين با رسم الخط خود آن را مينوشتند. قرآنهايي كه در كميته جمع آوري قرآن تاييد شد قرآني بود كه از روي نسخه اصلي كه پيامبر با خط خود آن را نوشته بود نسخه برداري شده بودند. تعداد زيادي از رسم الخطهاي ديگر كه ساير حافظان با رسم الخط خود نوشتند نابود شدند اما تعداد كمي از آنان هنوز هم باقيست در آنزمان آنان نميدانستند كه رسم الخط قرآن هم معجزه است.نسخه اصلي كه در دست ماست و به روايت حفص بن عاصم است نسخه اصلي قرآن است كه از روي نسخه نوشته شده پيامبر تهيه شده است. البته نسخه اصلي كه توسط خود پيامبر نوشته شد در سال 684 ميلادي توسط خليفه مروان بن حكم نابود شد زيرا كه 19 سال بعد از مرگ پيامبر محمد در كميته جمع قرآن دو آيه به آخر سوره توبه اضافه شد كه باعث اختلافات زيادي شد زيرا نسخه پيامبر شامل اين دو آيه نبود .مثلا در نسخه خود پيامبر حرف مقطعه در آيه 68:1 به صورت "نون" نوشته شده بود كه جمع آورندگان قرآن فكر كردند كه منظور همان حرف "ن" است به همين دليل آن را به "ن" تغيير دادند و اين خود به نوعي تحريف در قرآن به حساب ميايد. اما در قرن 19 با معجزه 19 آن انحرافات پيدا شد و دوباره قرآن مثل نسخه اوليه شد.

در اصل آيه 68:1 بايد به صورت زير نوشته ميشد :

[68:1] نون والقلم وما يسطرون

اما كاتبين قرآن فكر كردند كه حرف مقطعه نون هم مثل حروف مقطعه ديگر يك حرف است و فكر كردند پيامبر در اين مورد سهوا اشتباه كرده است به همين خاطر آن را از صورت "نون" به حالت تكحرفي "ن" تبديل كردند.حالا ما چندين رابطه و معجزه قرآن در اين مورد را ارائه ميدهيم كه جديدا پيدا شده است. خداي مهربان طراحي زيبايي را در استفاده نون به كار برده است كه در زير به چند مورد آن اشاره ميكنيم شايد از خواندن مطالب زير كاملا تعجب كنيد.


1- جالب است بدانيم كه تعداد اين حرف در كل سوره 68 به تعداد 133 است.همانطور كه ميدانيم 133 خود مضربي از 19 است.
133= 7 * 19

با كمال تعجب دقيقا به تعداد 133 آيه در كل قرآن وجود دارد كه با عبارت "نون" ختم ميابند.مثل آيات زير :


[2:4] والذين يؤمنون بما أنزل إليك وما أنزل من قبلك وبالءاخرة هم يوقنون

[81:22] وما صاحبكم بمجنون

[68:3] وان لك لاجرا غير ممنون

[52:39]ام له البنت ولكم البنون


ليست آن 133 آيه در زير ذكر شده است:
========================
[2:4][2:6][2:38][2:62][2:77][2:78][2:88][2:100][2:112][2:118]
[2:159][2:262][2:274][2:277][3:122][3:160][3:170][5:11][5:50][5:69]
[5:88][6:12][6:20][6:48][6:99][6:109][6:125][6:154][7:27][7:35]
[7:49][7:52][7:75][7:156][7:185][7:188][7:203][8:55][9:51][10:33]
[10:62][10:96][10:101][11:17][12:48][12:111][13:1][13:2][14:11][15:6]
[15:26][15:28][15:33][16:19][16:64][16:79][16:128][19:39][21:6][21:30]
[23:1][23:44][23:58][26:27][26:88][27:3][27:25][27:47][27:74][27:82]
[27:86][27:89][28:3][28:52][28:69][29:2][29:24][29:51][30:4][30:37]
[30:60][31:4][32:12][32:24][34:37][34:41][36:7][36:10][36:76][37:36]
[37:49][37:53][37:149][39:52][39:61][40:59][41:8][43:68][43:88][44:12]
[44:14][45:4][45:6][45:20][45:24][46:13][51:13][51:39][51:52][52:24]
[52:29][52:30][52:33][52:36][52:39][56:23][56:58][56:78][56:81][58:10]
[60:11][64:13][68:2][68:3][68:9][68:18][68:51][69:41][77:50][81:22]
[84:20][84:25][95:6]
========================


2- شايد باز هم تعجب كنيد كه نكته زير هم صدق ميكند.دقيقا به تعداد 133 آيه وجود دارد كه در آن حداقل دو تا حرف "ن" پشت سر هم در يك كلمه آمده است. جالبتر اينجاست كه 133 تعداد حرف مقطعه "ن" در سوره 68 هم هست.!!!!

مثل آيات زير:

[10:103] ثم ننجي رسلنا والذين ءامنوا كذلك حقا علينا ننج المؤمنين

[6:77]فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربي فلما افل قال لئن لم يهدني ربي لاكونن من القوم الضالين

[74:6] ولا تمنن تستكثر

آن 133 آيه در ليست زير ذكر شده است:
======================
[2:106],[2:139],[2:147],[2:235],[2:259],[3:16],[3:64],[3:81],[3:137],[3:187]
[3:193],[4:26],[4:103],[4:159],[5:25],[5:111],[6:14],[6:19],[6:35],[6:53]
[6:63],[6:77],[6:109],[6:111],[6:114],[6:161],[7:23],[7:27],[7:51],[7:71]
[7:87],[7:89],[7:134],[7:149],[7:150],[7:189],[9:75],[10:14],[10:22],[10:23]
[10:29],[10:92],[10:94],[10:95],[10:103],[10:105],[11:2],[11:37],[11:62],[11:63]
[12:13],[12:32],[12:33],[12:35],[12:66],[13:41],[14:9],[14:14],[15:8],[15:21]
[15:39],[15:70],[16:81],[16:92],[17:82],[18:94],[18:103],[19:38],[19:69],[19:72]
[20:14],[20:37],[20:45],[20:46],[20:58],[20:97],[21:43],[21:44],[21:90],[23:27]
[24:55],[26:4],[26:116],[26:167],[27:27],[27:36],[27:41],[28:86],[28:87],[29:32]
[31:23],[34:26],[34:33],[35:42],[36:68],[37:28],[37:114],[38:8],[38:22],[38:39]
[39:65],[40:41],[40:42],[40:43],[40:51],[41:5],[41:22],[41:23],[41:33],[41:50]
[42:15],[43:26],[43:49],[45:34],[46:17],[48:12],[48:15],[52:48],[54:14],[54:25]
[56:61],[59:2],[59:10],[59:11],[60:4],[61:5],[64:6],[69:20],[72:5],[72:7]
[72:12],[74:6],[89:16]
======================

3- حالا بيايد مواردي را در نظر بگيريم كه در آن دو تا نون پشت سر هم آمده است و يا اينكه دو تا نون با فاصله در كنار هم آمده باشند. در اينحالت دقيقا 361 مورد يافت ميشود. شايد تعجب كنيد كه :

361 =19*19

مثل كلمات ننجي و ننج در آيه 10:103
و يا مثل كلمات لن نؤمن و من نعمة در آيات 2:55 و 92:19

[2:55]واذ قلتم يموسى لن نؤمن لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصعقة وانتم تنظرون
[10:103] ثم ننجي رسلنا والذين ءامنوا كذلك حقا علينا ننج المومنين
[92:19] وما لأحد عنده من نعمة تجزى


4- حالا بياييد تعداد آيات قرآني را كه داراي عبارت "نون" هستند را شمارش كنيم. مثل آيه 8:2 :

[8:2] انما المؤمنون الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم واذا تليت عليهم ءايته زادتهم ايمنا وعلى ربهم يتوكلون

جالب است كه در اين حالت دقيقا به تعداد 228 آيه وجود دارد و ميدانيم كه 228 مساوي 19*12 است.

ليست آن 228 آيه :
======================================
[2:3], [2:4], [2:6], [2:38], [2:46], [2:62], [2:77], [2:78], [2:85], [2:88],
[2:100], [2:112], [2:118], [2:121], [2:159], [2:187], [2:249], [2:262],
[2:274], [2:277], [2:285], [3:28], [3:110], [3:114], [3:119], [3:122],
[3:143], [3:154], [3:160], [3:170], [4:38], [4:46], [4:51], [4:59], [4:65],
[4:89], [4:107], [4:155], [4:162], [5:11], [5:50], [5:69], [5:81],
[5:88], [6:12], [6:20], [6:48], [6:54], [6:92], [6:99], [6:109], [6:113],
[6:125], [6:150], [6:154], [7:27], [7:35], [7:49], [7:52], [7:75], [7:156],
[7:185], [7:188], [7:203], [8:2], [8:4], [8:55], [8:74], [9:29],
[9:44], [9:45], [9:51], [9:71], [9:93], [9:105], [9:122], [9:126],]
[10:33], [10:62], [10:96], [10:101], [11:5], [11:17], [11:121], [12:37],
[12:48], [12:111], [13:1], [13:2], [13:4], [14:11], [14:21], [15:6],
[15:13], [15:26], [15:28], [15:33], [16:19], [16:22], [16:23],
[16:60], [16:64], [16:72], [16:79], [16:104], [16:105], [16:128],
[17:10], [17:45], [17:52], [17:73], [18:46], [18:95], [18:104], [19:39],
[19:82], [21:6], [21:30], [21:87], [23:1], [23:44], [23:58], [23:74],
[24:2], [24:12], [24:31], [24:62], [25:68], [26:27], [26:88], [26:128],
[26:201], [27:3], [27:4], [27:25], [27:47], [27:74], [27:82], [27:86],
[27:89], [28:3], [28:52], [28:69], [28:72], [29:2], [29:24], [29:47],
[29:51], [29:67], [30:4], [30:37], [30:60], [31:4], [32:12], [32:24],
[33:10], [33:11], [33:22], [34:8], [34:37], [34:41], [36:7], [36:10],
[36:76], [37:36], [37:49], [37:53], [37:149], [39:45], [39:52], [39:61],
[40:7], [40:47], [40:59], [41:8], [41:44], [42:18], [43:68], [43:88],
[44:12], [44:14], [45:4], [45:6], [45:20], [45:24], [46:13], [48:12],
[48:25], [49:10], [49:15], [49:17], [51:13], [51:39], [51:52], [52:24],
[52:29], [52:30], [52:33], [52:36], [52:39], [53:27], [54:9], [56:23],
[56:58], [56:78], [56:81], [57:8], [58:10], [58:22], [60:11], [61:11],
[62:7], [64:4], [64:13], [68:1], [68:2], [68:3], [68:9], [68:18],
[68:51], [69:41], [72:19], [74:31], [77:50], [81:22], [84:20], [84:25], [95:6]
=======================================


پس همانطور كه ديديم اين روابط نه تنها تصادفي نيست بلكه كاملا نظم عجيبي را در بردارد كه تمام مسلمانان و مسيحيان را به بازبيني در مورد فرقه مادرزادي دعوت ميكند. هيچ آدم منصفي روابط فوق را تصادفي نميداند. من همينجا از شما دعوت ميكنم كه دست از سر تعصبات مادرزادي برداريد و به فقط خدا دل ببنديد و همچنين به خاطر تعصبات فرقه اي و قومي برعليه دين خدا شورش نكنيد!!

در ادامه به بررسي موارد جالب تر ميپردازيم.

ناقه اي براي همه



آدمي حاضر است كه تمامي واقعيتها را قرباني دين آبا و اجدادي كند او حاضر نيست ديد جديدي از پيام خدا داشته باشد زيرا ديد جديد عقايد كهنه اش را زير سوال ميبرد و البته اين هميشه رسم تاريخ بوده است. زماني كه پيامبر صالح ناقه اي را به عنوان آيت به مردم معرفي كرد قوم او وي را مسخره ميكردند و ميگفتند اي صالح اين چه ربطي داشت!!

صالح به مردم خود ميگفت اين شتر يكي از آيات بزرگ خداست براي شما ، به او آزار نرسانيد. اما مردم كه عقايد خود را در خطر ميديدند با ديدن شتر ياد قدرت و بزرگي خدا مي افتادند و احساس ميكردند فرقه اي كه سالها با آن انس گرفته اند و كلي افسانه بافي براي آن كرده اند ، در معرض خطر است و سرانجام ناقه را كشتند. سوالي كه پيش ميايد اين است كه مردم صالح چرا شتر را كشتند؟!

جواب اين است كه قوم صالح رسولخدا ، در رفاه كامل به سر ميبردند غارهاي محكمي از دل كوهها براي خود بوجود آورده بودند سرزميني كه آنان در آن ميزيستند مكان خوش آب و هوا وسرسبزي بود ، بنابراين خداي مهربان جهت آزمايش آنان دست روي نقطه حساسشان گذاشت. ناقه اي فرستاد تا كه به آنان ثابت كند كه قوم صالح براي ادامه هوا و هوس خود حاضرند هر كاري انجام دهند حتي حاضرند كه آيت و نشانه خدا را از بين ببرند و خفه كنند. و اين چيز جالبي بود زيرا خدا مهربان با چيز جالبي نهاد دروني آنان را بيرون ريخت. قوم صالح قبل از آزمايش خدا ادعاي زيادي داشتند ولي نتوانستند وجود يك ناقه ( كه در نعمت خدادادي شريك آنان ميبايست ميشد) را تحمل كنند و بالاخره ناقه را كشتند. خداي مهربان از طريق بسيار جالبي آنان را آزمايش كرد و نهاد آنان را به همه نماياند و سرانجام بعد از نماياندن نهاد درونيشان و وادار كردن مترفين آن جامعه به قتل شتر ، آنان را دچار عذاب خود كرد و براي هميشه بدبخت شدند.

در زمان ما ناقه صالح وجود ندارد اما ناقه دوران ما كتاب قرآن است . معجزه قرآن ناقه اي است براي تمام دوران . معجزه قرآن محدود به جامعه خاصي نيست و همچنين محدود به زمان خاصي نيست. همانطور كه مشركين مكه (با توجه به اين كه در شعر و شاعري در اوج بودند) در مقابل ذوق ادبي قرآن مبهوت شده بودند ، پس بايد معجزه جاويد همه زمانها در قرن كامپيوتر و الكترونيك به طريقي ديگر خود بنماياند ، زيرا كه قرآن آخرين كتاب خدا براي جامعه بشريت است و صددرصد بايد دليل محكمي براي آسماني بودن خود در قرن كامپيوتر داشته باشد.

مسلمانان كه به فرقه هاي متعددي تقسيم شده اند بعد از 1400 سال ادعاي اسلام ، خداي قادر توانا خواست كه آنان را بيازمايد خداي مهربان خواست كه به آنان ثابت كند كه قرآن متروك مانده است و جاي خود را به كتب حديث داده است خواست ثابت كند كه "درست است كه شما اسم خود را مسلمان گذاشته اي ولي اين فقط اسم است نه چيزي ديگر!!"

خداي يكتا خواست ثابت كند كه مسلمانان حاضر نيستند بدون حديث دست به قرآن بزنند. آزمايشي كه خدا انتخاب كرد همان قرآن بود همان قرآني كه صدها تفسير برآن نوشته اند ولي هنوز باورش ندارند.
رابطه فوق بشريي بر قرآن حاكم است كه از عهده انس و جن خارج است ، رابطه 19 در هيچ كتاب ساخت بشر وجود ندارد ، زماني كه رابطه توسط دكتر خليفه كشف شد عده زيادي استقبال كردند و مدتها جشن و شادي ميكردند ولي از طرفي ديگر 19 ثابت ميكرد كه كتب حديث فاسد است و همچنين دو آيه آخر سوره توبه جزو قرآن نيست و همچنين ثابت ميكرد كه مسلمانان به جاي خدا مقدسين را پرستش ميكنند ، همين موارد باعث شد كه مسلمانان از معجزه 19 دلسرد شوند و در نهايت از استقبال خود پشيمان شدند حتي بعد از مدتي دست به مبارزه با اين رابطه قرآن زدند و در نهايت آن را مثل ناقه صالح به طور موقت خفه كردند ، خداي مهربان ادعاي مسلمان بودنشان را بروز داد دست روي نقطه حساسشان گذاشت به آنان ثابت كرد كه مسلمانان خدا را براي فرقه خود ميخواهند ، و الا مسلمانان با خدا كاري ندارند!!!

مسلمانان ميخواهند اسمشان شيعه و سني باشد و اين را مايه افتخار خود ميدانند و مدتهاست كه به آن دلخوش كرده اند.البته ملل به ظاهر مسلمان جزاي اين نافرماني را پس ميدهند زيرا كه در حال حاضر كشورهاي مسلمان از عقب افتاده ترين كشورهاي دنيا هستند و البته اين فقط شروع كار است.

فرقه هاي سني و شيعه و صوفيه در ظاهر همه اعلام ميكردند كه قرآن را قبول دارند. مطمئنا اگر دكتر خليفه معجزه 19 را مياورد ولي در كنار آن كاري به كتابهاي حديث نميداشت و همچنين پرستش مقدسين را منع نميكرد در حال حاضر مسلمانان مشكلي با 19 نداشتند و من مطمئنم كه همه آن را قبول ميكردند ولي خداي مهربان براي هر جامعه اي آزمايشي گذاشته است و از آزمايش خدا كسي نميتواند فرار كند .

اهل سنت صفت عدالت را براي صحابه تعريف كرده بودند و پيروي از صحابه را بر خود لازم ميدانستند و اين در حالي بود كه كه 19 سال بعد از مرگ پيامبر دو آيه به قرآن اضافه شد و اين نقطه حساس اهل سنت بود زيرا با وجود نظريه عدالت صحابه (كه در قرنهاي بعدي توسط بني عباس اختراع شد) قبول كردن اين مورد براي آنان مشكل بود و اين خود نظريه عدالت صحابه و جماعت را زير سوال ميبرد.

همچنين شيعيان و صوفي ها كه دل به علي و خاندان او بسته بودند و آنان را قديساني در كنار خداي يكتا قرار داده بودند و همچنين قرنهاست كه فكر ميكنند جنگ علي به خاطر خلافت بوده است و حال آنكه جنگهاي علي فقط به خاطر اضافه كردن دو آيه به قرآن بود و همچنين شيعيان و صوفي ها در خواندن غير خدا رتبه اول را دارند لذا قبول كردن معجزه 19 باعث ميشد كه افسانه هاي شيعيان و سني ها و صوفي ها زير سوال برود و خداي مهربان دست روي نقطه حساس اين گروهها گذاشت.

همچنين مسيحيان كه به پيامبر عيسي صفات خداي زميني داده بودند در رد 19 شك نكردند زيرا واقعا مشكل است كه يك روز به عيسي صفت خداي زميني بدهيد روز بعد بگوييد او بنده اي از بندگان خدا بود .خداي بزرگ كه مالك آسمانها و زمين است براي هر قومي و حتي هر فردي ناقه اي در نظر گرفته است كه بوسيله آن نهاد انسانها را افشا ميكند و اخلاصشان را آزمايش ميكند.
بعد از مدتي كه نظريه 19 در ميان مسيحيان و در غرب جهان گسترش پيدا كرد عده اي از مسلمانان و نژاد گراها شروع به تهمت پراكني عليه رشاد خليفه كردند و او را متهم به عدد سازي كردند و اعلام كردند كه چرا او خود را پيامبر معرفي كرده است و البته اينها همه بهانه و حيله شيطان است.